|
معماری ما
|
مطلب زیر بدون شرح رک و بدون لفافه های معماریست....
حجتالاسلام قرائتی در همایش تجلیل از بانوان قرآنی با انتقاد از عدم حضور آموزه های قرآنی ....
نوشتن قرآن بر روی برنج کار بیهوده استوی با اشاره به کاستی ها و اشتباهات در کار قرآنی گفت: متأسفانه تلاوت قرآن تبدیل به هنرنمایی شده، تولید فیلم کوتاه با مضامین قرآنی بسیار کم است، تفسیر ساده قرآن برای کودکان نداریم، موقوفات قرآنی اندک است، نذر برای تلاوت بسیار قلیل است و اغلب نذورات، «نذورات پلویی و چلویی» است، همچنین در حوزه های علمیه و دانشگاهها، قرآن کمتر اهمیت دارد، در حالی که نیاز است مبنای کار قرآن باشد و افرادی که دکترای علوم قرآنی دارند باید به سمت تفسیر بروند نه فقط به خواندن و حفظ بپردازند.
شک همیشه در ذات واقعیت ها حقیقت های بزرگی رو برملا کرده که امروز به واقعیت هایی تبدیل شدند که باید دوباره به اونها شک کرد ...
امانوئل کانت فردی که در دوران عقلانیت به خود دوران یعنی عقلانیت محض شک کرد... اما مطمئناً نقش عقل رو در زندگی بشر پنهان نمیکرد...
کتابهای کانت را از اینجا دانلود کنید
عمر خیام هم یکی دیگه از شک کننده ها به آنچه به آن ایمان داشت بود شک به خدا شکی که حرف زدن توی اون وادی دقیقاً مثل راه رفتن روی لبه شمشیر بود چه برسه به شعر گفتن ... اما تنها هنرمندی میتونست اینطور شکاکانه به موضوع نگاه کنه که خودش عمیقاً متنفره از کسانی که بدون دلیل و تنها با جبر جغرافیایی و جبر دوران به خدا ایمان دارند...
قومی متفکرند اندر ره دین****قومی به گمان فتاده در راه یقین
میترسم از آن که بانگ آید روزی****کای بیخبران راه نه آنست و نه این
شک در کلییت خودش چیز بدی نشون داده نمیشه اما نمیدونم چرا اینقدر واژه مضموم و بدیه...
شک من به تمام باورها و دستاوردهای معماری همیشه خودم رو اذیت میکنه و این تعصب برای خودم پیش میاد که نکنه آون چیزی که بدست آوردیم بهترین حالت هایی هست که میتونستیم خلق کنیم
البته باز هم در این شک نداریم که هممون از 100 درصد توانایی هامون استفاده نمیکنیم شرایط محیطی فردی اعتقادی که مهمترینشون همون اولی هست نمیزاره که یک معمار خودش باشه ...
این باختن نقش خود، که شاید ها نقش اساسی در اون نقش پررنگی ایفا میکنند، خاطراتی برای تمام ماست....
این مطلب آخرین مطلب سال 91 و آخرین مطلب دوران تجرد من و یکی از دوسداشتنی ترین بحث های من بود (برای خودم)
رفاه- اقتصاد- سیاست های اقتصادی مسئولان کشوری- تحریم های کشورهای جهان علیه یکدیگر - بالا رفتن قیمت طلا در بازار های جهانی - چند گانه شدن نرخ ارز - کشمکشهای سیاسی کشورهایی با سیاست های متفاوت - فشار های اقتصادی بر زندگی مردم - کم شدن بودجه پروژه های عمرانی در داخل کشور- قوانین دوره جدید برنامه و بودجه برای تمدید صلاحیت مشاوران- بسته شدن و منقضی شدن گواهینامه مشاوران زیادی در سرتاسر ایران- تبلیغات منفی علیه یک کشور و به به و چه چه کردن بعضی شبکه ها برای کشور خود - علاقه به زندگی در رفاه بیشتر، حقوق بالاتر، و زندگی به اصطلاح آزادتر همه و همه تاثیراتی بر معماری کشور ما داشته و خواهند داشت.
لرزش شدید نمودارهای قیمت طلا در بازار های جهانی، و بالاخص ایران دید مردم را در مورد نحوه سرمایه گذاری عوض کرده است.
هر چند وفاداران معماری معاصر ایران هنوز از پیشه شان دل نکنده اند و به شغل شریف بساز بفروشی مشغولند ولی در حالت کلی مسائل و مشکلات اقتصادی از طرفی و دیدگاه قبله گرایانه غرب از سمتی دیگر معماری ما را وارد مسیری میانبر به سوی مدینه فاضله کرده مدینه فاضله ای که شاید در حقیقت سرابی بیش نباشد.
کارو اثرات معماری معاصر ایران جدا از کارهای اصیل و معدود اکثراً به دنبال خلق فرم های زیبا پسندانه غربی با تخریب عملکرد و در برخی موارد تقلید ناشیانه از یک اثر مسیر آینده معماری ایران را کاملاً مه آلود کرده است همانطور که قیمت دلار و طلا قابل پیش بینی نیست مسیر معماری نیز بستگی به معماری جهانی دارد سبکی جدید اگر یکباره در جهان ظهور کند چند سال بعد اثراتش را در دانشگاههای کشور مشاهده می کنیم.
همانطور که در حال حاضر شاهد کارهای دیکانس در کارهای دانشجویی هستیم هر چند استادان و صاحب نمره های عرصه های دانشگاهی به این کارها نمره پایین دهند اما فکر بچه ها را نسبت به این کارهاعوض نمیکنند نه که نتوانند – وقت ندارند و این باعث میشه آثار دیکانس دانشجویی بدون پیشرفت در دوران بازار کار وارد حیطه عمل شده و اثراتی نا پخته و بسیار خام و صلب به اجرا درآیند
نگاه به قدرت برتر که زمانی ما بودیم و الان غرب گرسنگی و ولع ما برای آن ها شدن را روز به روز گسترش می دهد – کمی باید گرسنگی کشید تا به قناعت رسید
یکی از اساتید معماری که در زمینه تدریس معماری صاحب سبکه و آثار معماری زیادی ازش به جا مونده هوشنگ سیحون استاد و مدیر گروه سالهای دور دانشگاه تهران است
عکس های زیر نمونه ای از کارهای معروف به کلاف خط از آثار اوست که یکی از تمرین های ناب برای خلاقیت و خط های صاف است
منبع : مستند زندگی سیحون با نام خط در خیال
اینهم نمونه ای از کارهای پیکاسو که خیلی شبیه کلاف خط های دوستش سیحونه
معمار مث بقیه مردم بود نماز ظهر که میشد چند ساعت استراحت داشت بعدشم دوباره کار تا بعد عصر
بعد از این مدت که تو طول سال بین 7 تا 10 ساعت متغیر بود دیگه واقعاً مال زن و بچه هاش بود
اینه که میگن زمستونا نمیشه کار کرد چون روز کوتاه تر بود... معمار فدای معماری نمیشد زنش هم از این که زن معمار شده احساس بدبختی نمیکرد که شوهرم تمام وقتشو گذاشته برای معماری... همه چیز جای خودش رو داشت یه نظم مثل نظم باغ ایرانی همه چیز سر جاش بود منظم و تمیز از چیز دیگه
زن - معماری - فراغت - بچه - نماز - کار- بعضاً کشاورزی و دامداری- سر چهار راه نشستن - لذت های زندگی خانوادگی - مهمونی های شبونه همه و همه بودن سر جاشون بودن اما فرقی که با حالا میکردن این بود که معمار فدای هیچکدوم از اینا نمیشد با همه بود مشکل اقتصادی داشت اما قانع بود زمونه این زمونه نبود میشد هزار جوره باهاش کنار اومد
معمار امروزی معمار نیست موجودیه که از بس به کارش میرسه با زن و بچش غریبس خداش شده پول!!!. زن شده موجودی که تحملش میکنی بعضی موقع ها هم دوسش داری زندگی میکنی که به جایی برسی به جایی که معماری بزرگتر از معمارهای دیگه باشی
معماری که روزی برای خیلی ها مقدس بود معماری که در خدمت مذهب و دین بود امروزه کثیف شده نه که مقدس نیست نجسه نجس
یکروز میبینی دراز کشیدیو عزرائیل رو سینت نشسته و همه میگن اشهدو بخون.... مهندس الان فکر اون موقع رو بکن این معماری مقدس اونجا میتونه بدردت بخوره یا تمام عمر با یه معماری نجس سر و کله میزدی
چند بار سر این موضوع رفتم تو کما بین معماری مقدس و معماری نجس راه زیادی نیست هدفت مهمه خدمت تو به خلق یا خدمت خلق به تو ؟
معماری و انسان از روزگار غارنشینی با هم عجین بودند و هیچ زمانی در طول تاریخ از هم جدا نشدند مکان یابی های غار نوع چادرچادر نشینان انواع خانه های چینه ای و گلی و سنگی و در نهایت شهرنشینی و ایجاد تمدن از این عجین شدن بهره میبرن گاهی تفکر و گاهی جرقه خلاقیت به مدد انسان میاد تا انسان بدونه و بفهمه که این کار رو چطور بهتر و سریعتر انجام بده
طبیعت... و اما طبیعت مظلومترین موجود خداوند با رفاقتی مادر وار همیشه با انسان بوده هست و خواهد بود انسان بی مروت و بچه صفتی که تنها مادر خودش رو بستری برای پیشرفت میبینه تا به بالاترین آسایش برسه .... آسایشی که نمیدونه بدون مادر آرامشی نخواهد داشت
و طبیعت چقدر سخاوتمندانه بدون هیچ ادعا و چشم داشتی هنوز اینقدر به انسان کمک میکنه تا به نابودی خودش ختم شه
رابطه مهم ترین عنصر زندگی یک معمار طبیعت انسان و معماریست (که نمیدونم چرا به نادرست اسم درسی رو گذاشتند انسان طبیعت معماری؟ البته این هم از وجوه پررویی انسان است که همیشه اسم شون رو در ابتدای جمله میارن) در دانشگاهها به صورت درسی ارائه میشه که بهره گیری از طبیعت و راه حل های طبیعی برای استفاده در معماری در اون ارائه میشه و جالبه که قسمت انسان شناسی از اول تا آخرش به تکریم انسان و انسان خوب است و این حرفا میپردازه شاید هم چند کتاب خوب در این درس ارائه بشه
جریان میشه مشک آن است که ببوید نه آن که انسان بگوید
جایگاه مخرب انسان از سال 2002 به بعد کم کم برای انسان ها به تفکری درامد که پسوندی به تمام رشته ها دادند پسوند سبز : معماری سبز شهر سبز دولت سبز بانکداری سبز اداره سبز.... اما این سبز کم رنگ تر از اونی بود که یک انقلاب به پا کنه یا خجلوی خطر سقوط زمین رو بگیره
ما هم مقصریم از منی که شعار میدم و بعدش با ماشین میرم تفریح و کاغذ مچاله میکنم و هزار عمل ضد زیست محیطی انجام میدم تا تو . تویی که همین کارا رو حتی نصف من انجام میدی
آجر ها سنگ ها ماسه ها و خاکهایی که هزینه اصلی اونها بیشتر از خون من و شماست و سالهای سال طول کشیده تا خاک شدند به یکباره برای معماری مصرف میشند اینه که تو منشور معماری سبز صحبت از مصالح تجدید شونده زده میشه
در نهایت معماری میتونه سبز باشه حتی اگر عمر ساختمان به بالای صد سال برسه آقا جهنم همون صد سال ولی توی ایران الان تمام ساختمانهای سی ساله کلنگی شدند
این هم مشکل من و توه که معماری رو مد کردیم و هر روز مد دیروز رو خراب و مد جدیدی درست میکنیم
مشکل من و توایم
ستاره ها به چشم نمی آید آنقدر که باید دیده شوندو به وجودشان فکر شود روشنی شب شهر چشمک زدنشان را از ما گرفته... نورافکن های رو به آسمان که برای وجود ساختمانها و اثباتشان به اهالی شهر به این سو آن سو میرود حرف های ریش سفیدان قوم را در مورد ستاره ها و راز و رمز هایشان پوچ و بی معنی می سازد این گونه لذت های کویری کم اند و کم تر فرصت جولان در مقابل زرق و برق های شهری پیدا میکنند.
بیرجند- زاهدان و خیلی شهرهای دیگه تو دور تکامل شهری به خوبی قرار نگرفتند و یکباره بزرگ شدند روستاهای به هم پیوسته با فرهنگ و مردمی نا همگن و نا متجانس زندگی در شهر رو برای آدم های غریبه سخت میکنه و در عوض شهرهایی مثل یزد و نیشابور به دلیل اینکه روند رشدی قابل توجهی نداشتند و مهاجرت های روستا به شهر غیر متعارف نبوده میشه یه جورایی فرقشون داد با شهرهای افسار گسیخته.
برای اولین بار مقایسه جمعیتی شهرهای ایران رو تو یه جدول کتاب تحلیلی از ویژگیهای برنامه ریزی در ایران آقای ناصر دهاقانی دیدم رشد بعضی شهرها انقدر زیاد بود که آدم باورش نمیشد از این جدول خیلی درسها میشد گرفت اول اینکه بعضی شهرهای ما شهر نیست مجموع الروستاهاست و بعضی ها واقعاً شهره.
در مجموع الروستاها معمولا هر کسی و هر چیزی جای خودش نیست و مکان ها و شخصیتها جابه جا میشن شدید. اما در شهر ها تفریح لذت درس کار همدلی اجتماعی و همه چیزهای لازمه زندگی اجتماعی که بهترین وجهه از اونا رو میشه تو روستا دید کنار هم قرار گرفتند. این شهرها بنا به مصلحت ها بر پایه روابط اقتصادی زنده اند اما روابط فرهنگی عشیره ای هم توشون هست.
یاد صحبت های استادمون در رابطه با فرق های شهر و روستا افتادم که تو اون کلاس برا اولین بار شنیدمشون.
لپ کلام اینکه شهر من شهر نیست. شاید یه روز شهر بشه ولی شهر الان یه چیز دیگه خواهد شد ابر شهر یا فرهنگ شهر. مثل اینکه 10 سال دیگه من به اندازه داداشم میشم ولی اون هم کم سن و سال نمیمونه و بزرگ میشه رشد منو داداشم یکسانه اما به نظر شما رشد مجموع الروستاها و شهر یکیه؟
شهر جوونه یا نونهال و آیا مجموع الروستا الان نونهاله یا یه نوزاد عقب مونده؟آیا قدرت یک شهر رو پیدا خواهد کرد ؟
یا شاید نطفه این شهر ها ی آینده کثیف تر از اونه که بشه چند سال دیگه اونا رو شهر نامید؟
شاید هم این شهر ها مثل فرزند بی پدر و مادری بشن که جز قتل در اجتماع هیچ چیزی رو نمی پسنده؟
حقاً بدردمون خورد
وجداناً اول معمار شدن باید این چیزا رو یاد گرفت....
الانم به لطف دانشگاههایی مث دانشگاه ما دیگه همه معمار شدن و به صرفه هست که یه نفر بره پشت تلوزیون و جلسه کلاس درسو عمومی تر از عمومی کنه
ساعت شش تا شش و نیم این برنامه در شبکه اموزش شرو میشه تو روزای اداری هم برنامه پخش میکنه (جمعه تعطیله)
برنامه خلاقیت معماری رو میگم که تازه گی ها فصل دومش هم شروع شده البته دوستن زحمت کشیدند و فصل اول رو گذاشتند برای دانلود....
آقای عماد الدین زند هم مانند بقیه اساتید راحت و روان خط میکشه و تمامی انسانهای جلوی تلوزیون رو به تحسین وادار میکنه .... تحسینی که خیلی از بچه های معماری در ابتدای فیلمهای صدیق و طایفه و مهدی نژاد از خودشون نشون میدن .... اما امروز دیگه اون روزگار نیست بچه های معماری هم مثل کمیت شون زرنگ هم شدند و کار هر کسی رو قبول ندارن
حتی تو یه بحث دانشجویی گفت فلانی زیاد تو کنکور قبولی میده درست اما این دلیل معمار بهتر بودنش که نیست!!!! جل الخالق دمت گرم بچه با این سن و سالت که درک و شعوری داری؟
بعد از چند سال دیروز دو درس افتادم این یعنی که شرایط نمیزاره آدم متخصص و با سواد بشه و فردا روز تو مملکت یه قاتل شهری دیگه با یه وبلاگ تو مملکت راه خواهد رفت و نظریات احمقانه ای از روی دلسوزی خواهد داد و با زبان چرب و نرمش همه چیز رو به هم خواهد بافت و شهر قارچیش رو بدتر از بد خواهد کرد آنچنان که هست و بوده بدتر خواهد شد و انسانی شریف از این هیولای نادانسته هیولا انتقاد خواهد کرد و هیچ کس وبلاگ این انسان شریف رو نخواهد خوند و برای وبلاگ عزیزش تره هم خورد نخواهد کرد.
این یعنی الان برید وبلاگهای منتقد از مسولان رو به دقت بخونید تا خدای ناکرده شما دیگه مث ما نیفتید توی چاه.
شاید شما هم مثل خیلی های دیگه اهل حرف زدن نباشید و دوست داشته باشید خودتون رو با عمل تون ثابت کنید. اینجوری میتونید به همه اون کسایی که بهتون میگن تو زندگی به هیچ جایی نرسیدین بفهمونید که رسیدید خوبشم رسیدید. شاید هم مث خیلیای دیگه نقد رو به نسیه ترجیح دادید و در جا با یه زبون نرم همونجا به تمام دوستان و آشنایان ثابت کنید که بعله بنده هم به جای رسیدم و برای کلاس هم که شده یه وبلاگی، سایتی زدید و برا خودتون صاحب سرچی شدی تو دنیای مجازی...
میگن ریشه های سخنوری و علم سخنوری رو یونانی ها به جهان دانش نشون دادند و به همه فهموندند که تنها کار علم و تجربه نیست که علم رو به جلو میبره همین یونانی های هم تونستند با سفسطه و سخن کاری بکنند که در آن واحد به شما ثابت کنن که شیر سیاهه و خورشید از مغرب طلوع میکنه.
البته بعدها سخن و عمل در کنار هم به صورت متعادل دراومد و تنها سخن وری فضیلت به شمار نمی آمد. کمی اونورتر(هم مکانی هم زمانی) اعراب در بیابان های داغ شبه جزیره هم به سخن وری و هم به فصاحت کلام اعتقاد بسیار راسخی داشتند اونقدر که شاید یه عرب که سخن فصیح و لهجه نابی داشت رو برتر از متمولین خودشون میدونستند.... این چنین شد که ایران یا همین سرزمین خودمون بعد از قرن ها و بعد از اختلالاط فرهنگی و قومی (که خوشبختانه به زبان ایران لطمه ای وارد نکرد) تونست دو عامل از دو فرهنگ همسایه رو به خوبی در کنار هم قرار بده و به مدد علم ایران بیاره..... علم کلام و به تبع اون فلسفه و منطق رو از یونان (که بعدها با عرفان های شرقی و به خصوص هند اختلالاط زیادی پیدا کرد) و فصاحت و بلاغت در زبان رو از همسایگان عزیز!!! عرب.
نشانه های علم کلام و منطق گرایی رو در آثار بوعلی (البته بعدها کسانی چون غزالی و رازی به مخالفت با این طرز فکر پرداختند) و نشانه های بلاغت و فصاحت کلام رو در آثار حافظ و سعدی به خوبی میتوان مشاهد نمود .
امروز هم در آثار افراد مطرح در تمامی زمینه ها میتونید دعوای سخن و عمل رو ببنید که یکی میگه فلانی اگه معمار بود کار عملی داشت و اون یکی میگه اگه فلانی معمار بود در مورد کارش میتونست حرف بزنه . البته گرایشات سخن و عمل در باب معماری دو ریشه جداست (نظر شخصی من) یکی مثل دریدا یا دلوز رو در نظر بگیرید یا از ایرانی ها که بهتر بفهمید دکتر فلامکی معمار ها بدون شک از گفتار این بزرگان استفاده های زیادی برده اند اما خودشون کار اجرایی انجام ندادن!! شاید هم این مساله درسته اما تو ایران تعادل حرف و عمل رو به هم زدیم؟ شاید هم زیاد داریم ایراد میگیریم آخه کلاً ما ایرانی ها ایراد گیریم مثلاً یه بنده خدایی تو ایران یه طرح شاخ میزنه همه ایراد میگیرن میره مسابقه بین المللی اول میشه!!! این دعوا خیلی وقته به دانشگاه هم کشیده شده که اساتید پاسخ کار آکادمیک در برابر کار بازاری رو بهش دادند البته شاید هم پاسخ جالبی باشه ولی به نظر من ازین به بعد مثل دهه 70 که بحث داغ دانشگاهها بحث مدرن و پست مدرن بود الانه بحث بحث حرف و عمله دانشجویی که بعد از 18 سال درس خوندن وارد بازار کار میشه خوب میتونه حرف بزنه اما تو کار اجرایی میلنگه!! این یک فاجعست بخدا فاجعست از اون فاجعه هایی که استاد بابتش به شرفش قسم میخورد
شاید با کمی تعدیل بشه این لنگی کارشناسان معمار رو به سیل جمعیت دهه 60 ربط داد اما باز هم کیفیت کار حاکی از چیز دیگه ایه
کیفیت بد ساختمانهای مسکونی که بناهای غالب کشور رو تشکیل میدن حاکی از بی سوادی عملی متخصصین جامعه ست. و این باز یعنی فاجعه
سواد کم مسولان شهر و نگاه شدید به کمیت های شهری شهر ها رو اونقدر بی ریخت کرده که شاید اگر درخت ها نبودند شاید نمیتونشتیم امیدی به پیاده روی داشته باشیم...این یعنی کم سوادی قشر مسئول و این یعنی فاجعه
باد و سایه دو عامل مشخصه این اقلیم و دیار هستند که اگر از این دو عامل خوب استفاده نکنید مطمئناً زندگی تو فضای خونه و شهر رو سخت میکنید
انبوه درختان کاج سایه های گسترده در شهر و مخصوصاً پیاده روها ایجاد کردند
برای درک بهتر اهمیت سایه در این اقلیم به اینجا و اینجا که دو مقاله از مجله هنرهای زیبا معماری و شهرسازی هستند مراجعه کنید.
برای دیدن سایه ها در میدان مرکزی شهر بیرجند به اینجا و قسمتی از بافت جدید بیرجند به اینجا مراجعه کنید. توی پرانتز بگم اهالی بافت جدید این قسمت شهر که تو لینکه اصلن از مطلوبیت اقلیمی محله شون راضی نیستند ...البته بیشتر برای نداشتن سایه برای پارک ماشین
اگر حوصله داشتید و به دو لینک بالا توجه کرده باشید می بینید مطلوبیت رابطه صد در صدی با سایه تو این اقلیم داره.
فضاهای شهری در نواحی گرم و خشک خصوصاً کویری بدون سایه حالا دیوار یا درخت یا حتی یه مصنوع سوم اصلاً معنا چیدا نمیکنند مگر اینکه در زمستون روبه آفتاب نشین ها اون فضا رو به فضای شهری تبدیل کنند که توش تعامل اجتماعی برقراره.
این روزها در بیرجند پدیده شوم کاج کشی برقراره یعنی برای تعریض این خیابون همین درختایی که تو تصویر لینک میبینید دیگه اصلاً وجود نداره و این مطلب هنوز تو نقشه های گوگل به روز نشده که نشونتون بدم ... جالب اینجاست که مردم هم از دلباز شدن خیابان احساس رضایت دارند و اما من چه گناهی کردم که زیر آفتاب لق لق زنان باید تا اونور خیابون طالقانی برم؟
این سه انسان نیاز هایی دارند که اگر با دید باز تری به اون نگاه کنیم شباهتی در نیاز های اونها هم نمیبینیم و به نظر من شباهت ها کمتر از فرق ها در این سه انسان است ابراهام مازلو واضع این نیازهاست

اینکه چطور نیاز ها پدید اومدن و چطور جبران میشن و چطور "خود" تحقق پیدا میکنه بماند (برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید) دوباره کلیک کنید
ولی این چهار دسته نیاز در وجود هر سه انسان دوره های گوناگون بوده و هست
و به نظر من اگر نگاهی فراتر از نوک دماغ به دنیا بندازیم و دنیا رو زیبایی امروز یا دیروز خودمون و فرم هایی که توی دنیای ما خلق شده ندونیم معماری از حالت مد در میاد و به شکل تکاملی انسان وار با سرعت بالاتر دیده میشه.
سوالی ممکنه ذهن من و شما رو بخارونه :
معماری امروز بهتره یا دیروز؟

معماری ما برای" ما " بهتره
استاد (البته تو دلم) میگم بیا یه کار دیگه هم بکن یهو بگو برا ماشین سوارها هم کلاه کاسکت بزارید برای موتورسوارها هم کمربند ایمنی... میگم بیا عزرائبل رو گیر بندازیم که هیچکی تو جاده ها نمیره
.
.
کاش همه مثل جین جیکوبز فکر می کردند که کاش جاده ها رو جوری بسازیم که افراد سریع تر به مقصد برسند نه سریع تر حرکت کنند.
این ترم گرفتار درس حمل و نقلم گرفتاری که باید با حل مساله برای طراحی شبکه شهری حل شه آیا همه چیز تو فرمولا لحاظ شده استاد؟
جالب اینجاست که استادمون میگه لازم نیست طراحان شهری برای طراحی شبکه شهری زحمت بکشند مهندسای عمران این کار رو بهتر میتونن انجام بدن.... آخه ما تا کی باید با "این گونه" عمرانی ها سرو کله بزنیم؟
با اعتماد به نفس برای کار یکم دلهره از تجربه کم و مسخره شدن. رویای غول شدن تو معماری و شرکت تو مسابقات و چشم به گذشت زمان برای مشهور شدن تو جامعه ای که شایدم بزرگ نباشه.
این در و اون در زدن برای کار تو یه مشاور بزرگ. فکر راه انداختن مشاورو نمایندگی از یه شهر دیگه . فکر زدن یه شرکت طراحی داخلی و طراحی آشژزخونه و در و پیکری که تو دفاتر فنی تهیه نمیشه.
کلاس تری دی رفتن و انجام دادن کار دانشجویی. فیس بوک و اعتیاد به اینترنت و تعریف از دوران دانشجویی پیش اقوام.
رفتن تو فکر دختر یا پسری که بتونی باقی عمرتو باهاش باشی و باهاش حرف بزنی و بفهمتت.
رویای دانشگاه بزرگ رفتن. خارج رفتن و برای خودت کسی شدن.
فکر استادی دانشگاه و تحول جامعه معماری به وسیله " تو " و اینکه "من" معماری این مملکتو بهتر از این میکنم
فکر این که چقد وقتمون رفت از بس ازین شهر به اون شهر رفتیم تا معماری بخونیم
حسرت گذشته خندیدن به اون و سعی به فکر نکردن به اون
یه تیکه کاغذ آ چار که توش نوشته تو مهندس معماری شدی
همه و همه فکرای امثال من و شماهاییه که فارغ شدیمو تو گره سه پیچ زندگی داریم سینه کشیو با دنده سنگین میریم بالا
همش فکره که میگذره برای روزای بهتر
و آخرش هیچ نتیجه ای نمیشه گرفت جز این که بگیم " امیدوارم خوب بشه" " به امید روزای بهتر" "به امید موفقیت"
بعد از چند ماه فکر دیگه یه کلمه چهار کلمه ای که تو دانشگاه یادتون دادن باید روی پیشونی داغ بشه و تا آخر عمر پاک نشه: "تلاش"
این کتاب قسمتی از کار تحقیقاتی نگارنده در دوره دکترای شهرسازی بوده وهدف از نگارش آن اهمیت موضوع پیاده است که عموم مردم اعم از خردسال، پیر، جوان ، مرد و زن را در بر می گیرد. حتا آنهایی که همیشه با اتومبیل سفر می کنند مجبورند قسمتی از سفر خود از مبدا یا بر عکس از مقصد را بصورت پیاده طی نمایند. این یک موضوع همگانی است که به همه ارتباط دارد چرا که همه ما راه می رویم.
شهرهای پیاده مدار
(Walkable Cities)
بهار1390
تالیف: سید مهدی معینی
پیشگفتار
مقدمه استاد مدنی پور
بخش اول ( کلیات)
فصل اول-مقدمه
1-1.مقدمه
1-2.تعاریف
1-2-1. پیاده راهها
1-2-2. برخورد عابرین پیاده با هم در معابر پیاده
1-3. مزایای پیاده روی
1-4. ویژگیهای عابر پیاده
1-5. عوامل تاثیرگذار بر حرکت پیاده
1-5-1. تاثیرکیفیت محیطی بر فعالیت هایی پیاده
1-5-2. سرعت - تراکم عابر پیاده و آب و هوا
1-5-3.همواری مسیر پیاده/حفظ انرژی
1-5-4.کیفیت مسیر پیاده
1-6. حرکت معلولین
1-7. پیاده از دید مسائل اجتماعی –فرهنگی
فصل دوم - فضاهای شهری مورد استفاده پیاده ها
2-1. مقدمه
2-2. جایگاه خیابان و فضای شهری در طول تاریخ
2-3. دیدگاه نظری در مورد عملکرد اجتماعی خیابان
2-4. اختلاف نظر در نحوه استفاده از خیابان
2-5. انواع خیابان از نظر عملکردی و ویزکیهای آن
2-5-1. خیا بان قابل زندگی
2-5-2. خیابان کا مل
2-5-3. خیابان محل بازی
2-6. جنبه فرهنگی استفاده از خیابان
2-7. جدا سازی پیاده از سواره
2-8. نتیجه گیری
فصل سوم- تاثیر پیاده روی بر عوامل گوناگون
3-1. مقدمه
3-2. پیاده روی و سلامتی
3-3. پیاده روی و تغیییرات آب و هوایی
3-4. نتیجه گیری
بخش دوم (جایگاه پیادگان درایران)
فصل چهارم-مشکلات پیاده مداری در شهر های ایران
4-1. مقدمه
4-2. قوانین مربوط به عابر پیاده در ایران
4-2-1. وضع عابر پیاده از نظر مقررات حقوقی و جزائی ایران
4-2-2. وضع حرکت پیاده و عابر پیاده در مقررات راهنمائی و رانندگی
4-3. وظایف شهرداریها در قبال عابرین پیاده
4-4. تصادفات و رعایت ایمنی آمد و شد عابرین پیاده
4-5. نقش تابلوها در ایمنی پیادگان
4-6. نقش تسهیلات و طراحی در حرکت پیاده
4-6-1. کمبود و نقص قوانین
4-6-2. ضعف اجرای قوانین و مقررات
4-6-3. ضعف طرح و اجرا
4-7. نتیجه گیری
فصل پنجم- شهرهای جدید ایران با نگاه به حرکت پیادگان
5-1. مقدمه
5-2. پایداری شهرها در زمینه جابجایی و حمل و نقل
5-3. سابقه شهرسازی برای شهرهای جدید در دنیا
5-4. تجربه شهرهای جدید در ایران
5-5. نمونه موفق شهرهای جدید پایدار در جهان
5-6. رویکرد نوین در ایجاد مراکز توسعه ترانزیتی
5-7. نتیجه گیری
بخش سوم (راهکارها)
فصل ششم-اعمال سیاست های مدیریتی برای افزایش سهم جابجایی پیادگان
6-1. مقدمه
6-2. روش های کلی کنترل ترافیک
6-3. سیاست های مدیریتی برای افزایش تحرک نواحی شلوغ و پر ازدحام
6-3-1. تقویت نواحی استفاده عابر پیاده (کالبدی )
6-3-1-1. محدوده بدون ترافیک جهت بهبود دسترسی به ناحیه کسب و کار مرکزی
6-3-1-2. آرام سازی ترافیک- وونروف
6-3-2. احیای مجدد مراکز تاریخی و اجتماعی با افزایش تحرک در نواحی کسب و کار مرگزی(اقتصادی)
6-3. نتیجه گیری
فصل هفتم- رویکردهای جدید شهرسازی
7-1. مقدمه
7-2. شهرسازی جدید / توسعه رشد هوشمند شهری
7-3. شهر سرزنده
7-4. شهر ایمن
7-5. شهر پایدار
7-6. شهر سالم
7-7. نتیجه گیری
فصل هشتم- طرح های جامع پیاده
8-1. مقدمه
8-2. منشور عابر پیاده
8-3. اهداف و شاخص های مشترک طرح های جامع پیاده در دنیا
8-3-1. ایمنی/امنیت
8-3-2. پیوستگی و انسجام شبکه
8-3-3. دسترسی
8-3-4. تامین جذابیت محیط
8-3-5. ارتباط مناسب حمل و نقل و کاربری زمین و اهمیت کاربریهای مختلط
8-3-6. سلامت عمومی / آموزش
8-3-7. پایداری محیطی / سرزنده بودن همسایگی ها
8-4. نتیجه گیری
پیوستها
فهرست منابع فارسی
فهرست منابع لاتین
پیوست ها
پیوست واژگان مرتبط به پیاده
حقوق و مقررات مربوط به پیادگان
پیشگفتار
این کتاب قسمتی از کار تحقیقاتی نگارنده در دوره دکترای شهرسازی بوده وهدف از نگارش آن اهمیت موضوع پیاده است که عموم مردم اعم از خردسال، پیر، جوان ، مرد و زن را در بر می گیرد. حتا آنهایی که همیشه با اتومبیل سفر می کنند مجبورند قسمتی از سفر خود از مبدا یا بر عکس از مقصد را بصورت پیاده طی نمایند. این یک موضوع همگانی است که به همه ارتباط دارد چرا که همه ما راه می رویم.
پیاده روی قدیمیترین شکل جابجائی انسان در فضاست. شهرها از دیر باز بر اساس حرکت پیاده بنا شده اند. با رشد شهرنشینی، گسترش شهرها و پیدایش اتومبیل ، جابجایی پیادگان کاهش یافته اند. شهرهای مدرن در چند دهه اخیر تلاش چشمگیری برای افزایش سهم پیاده روی در نظام حمل و نقل شهری بخصوص برای فواصل کوتاه بجای استفاده از اتومبیل نموده اند.
کتاب حاضر کوششی است تا به معرفی چشم انداز، سیاست و اقدامات اینگونه شهرها بپردازد. تجربیات مورد اشاره با توجه به مسائل مشابه شهرهای ایران با دیگر شهرهای جهان می تواند برای علاقه مندان و دانش پژوهان مسائل مدیریت شهری بخصوص در زمینه حمل و نقل شهری مفید و مورد استفاده قرار گیرند. بطور یقین، بهسازی و نوسازی پیاده راه ها به تنهایی شهرها را پیاده مدار نخواهند ساخت. شهرها نیازمند اقدامات فراتری نظیر افزایش تسهیلات پیاده، ایمنی و دسترسی آسان به حمل و نقل عمومی برای افزایش سهم پیاده در نظام حمل و نقل خواهند بود.
این کتاب در سه بخش شامل کلیات، تجربه های ایران و راهکارها در 8 فصل تنظیم شده است:
بخش اول اختصاص به کلیات حرکت پیاده دارد. شامل سه فصل می باشد. در فصل اول به تعاریف کلی و موضوع پیاده ، در فصل دوم به موضوع خیابان از نظر عملکردی و نحوه استفاده از آن بعنوان بخش مهم فضاهای شهری که توسط پیادگان مورد استفاده قرار می گیرد اشاره شده است. در فصل سوم تاثیرات پیاده روی بر عوامل گوناگون از حمله سلامتی، پایداری محیط زیست شهری در شهرهای امروزی پرداخته شده است.
بخش دوم که شامل دو فصل می باشد به جایگاه پیادگان از نقطه نظرمشکلات پیاده مداری در شهرهای ایران و شهرهای جدید اشاره شده است. قوانین و مقررات، وضعیت کالبدی، حقوقی و ایمنی مربوط به عابر پیاده در شهرهای موجود و تجارب در شهرهای جدید در ارتباط به تردد پیادگان مورد کنکاش قرار گرفته است.
بخش سوم به راهکارهای بکار برده شده امروزین در کشورهای اروپایی و امریکای شمالی اشاره شده است .این بخش در سه فصل پایانی به این موضوع اشاره دارد . اعمال سیاست های مدیریتی برای افزایش سهم جابجایی عابر پیاده از نظر کالبدی و اقتصادی ، رویکرد جدید شهرسازی به مقوله پیاده و مبانی طرحهای جامع پیاده که در شهرهای پیشرفته اروپا و امریکا اجرا و یا در حال اجراست مورد بحث قرار گرفته است .
امید است مطالب این کتاب آغازی برای پژوهش های بعدی در این زمینه باشد .
سید مهدی معینی
بهار 1390
بازیابی نقش پیاده در شهر
حرکت سریع یکی از بنیادهای شهرنشینی و تمدن معاصر است. با اختراع قطار، سرعت حرکت از یک نقطه به نقطه دیگر تغییر ماهوی پیدا کرد، فاصله زمانی بین شهرها و کشورها کاهش یافت، و تصور جدیدی از فضا و زمان ایجاد شد. مراکز شهرهای اروپا در قرن نوزدهم درهای خود را به روی این اختراع جدید گشودند و ساختار شهر را برای عبور راه آهن و ایجاد ایستگاههای قطار دیگرگون کردند. با ورود اتومبیل به صحنه، حرکت سریع در فضا ابعادی جدید یافت و ساختار شهرها را بصورتی بیسابقه تغییر داد. تعدد امتیازاتی که اتومبیل به سرنشینانش ارائه می کرد چنان بود که برای کسی گویی جای کمترین شبهه ای در قبول کامل آن باقی نمی ماند. در توصیف مشهوری که لوکوربوزیه نوشته، احساس شیفتگی خود را از قدرت اتومبیل در شهر بیان می کند و اعلام می کند که شهری که برای سرعت ساخته باشند شهری موفق خواهد بود. تاریخ شهرهای قرن بیستم را می توان بعضا تلاشی دانست برای میدان دادن به اتومبیل، که در آن شهرهای کهن را زیر و رو کردند و شهرهای نوین را بر اساس دسترسی به اتومبیل ساختند. در ایران این تجربه را در تخریب دیوارها و دروازه های شهرها، در تعریض کوچه ها و ایجاد خیابانهای پهن در بافت قدیمی شهرها، و در احداث بزرگراه ها و جاده های سریع السیر در محله های نوین شهری می توان دید، رویکردی که نفوذی پایدار در هشتاد سال گذشته داشته است.
البته نمی توان در بسیاری از مزایای حرکت سریع اتومبیل شک کرد، ولی باید از مضار آن هم آگاه بود. تاثیر مخرب بر محیط زیست، تخریب آثار تاریخی و میراث فرهنگی، و تاثیر منفی بر سلامت شهرنشینان از جمله این مضارست که علاقه به اتومبیل به همراه داشته است. در اینجاست که وسایل نقلیه عمومی و استفاده سنجیده از فضای شهری نقشی مهم می یابد. علاوه بر این، نباید بها دادن به حرکت سریع چشم ما را بر مزایای حرکت کند، که ویژگی اصلی حرکت در شهرها در طول تاریخ بوده، ببندد. نوع ارتباطی که حرکت پیاده در شهر ایجاد می کند، چه بین افراد و چه با محیط طبیعی و مصنوع اطرافشان، در غنای فرهنگی و اجتماعی زندگی شهری تاثیری چشمگیر دارد، حال آنکه سرنشینان اتومبیل فقط ارتباطی گسیخته و دورادور با محیط اطراف دارند و فقط به آن به چشم منظر زودگذر کنار جاده می نگرند ، همچون فیلمی که در پیش رویشان نمایش می دهند. ابعاد عظیم کلانشهرها، که محل زندگی و کار میلیونها نفر است، مانع از آنست که به صورتی ساده انگارانه آرزوی زندگی در شهرو روستاهای کوچک گذشته را در سر بپروریم و حرکت سریع را با گردش قلم محکوم سازیم. ولی آنچه مورد نیاز است تعادلی جدید در میان روشهای حرکت در شهر است، تا هم محیط طبیعی زیست و هم فضای فرهنگی جامعه امکانات جدیدی یابند.
از این رو، جامعه شهری امروز به مطالعاتی نیازمند است که گذار پیاده در شهر را تحلیل و موشکافی کند، موانعی را که در راه قرار دارد شناسایی کند، و شهرنشینان را به یافتن تعادلی نوین بین روشهای مختلف حرکت در شهر تشویق نماید. کتابی که پیش رو دارید، گامی شایسته است در این راستا، که در آن دوست عزیز آقای دکتر مهدی معینی از طریق گردآوری، تحلیل و ارائه اطلاعات پیاده روی در ایران و استفاده و تحلیل تجربیات جهانی، منبعی مفید فراهم آورده که امید است مایه تشویق دانش پژوهان ایرانی در ادامه این جستار و توجه بیشتر شهرسازان به نیازهای پیاده روی در شهر گردد.
علی مدنی پور
نیوکاسل، فروردین 1390
من خودم خیلی از ماشینهای شاسی بالا خوشم نمیومد وقتی این حرفای استاد رو شنیدم واقعاً یاد استاد افتادم که عقایدشون خیلی به هم شبیه و هم یکی از منابع درس تحلیل شهر شون کتاب این استاد بود...
از اقدامات هوسمان میتوان به ابداع بولار به معنای واقعی برای اولین بار در شهرسازی نام برد.
او خیابانهای مستقیم را در دوره ای که پاریس تب سیاسی داشت برای راحت ترین راه غلبه بر اعتراضات مردمی در دل پاریس به وجود آورد خیابان شانزالیزه که برخی انرا بهترین و خاطره انگیز ترین خیابان اروپا میدانند از کارهای اوست برای اطلاعات بیشتر در مورد هوسمان مراجعه کنید به کتاب: سیر اندیشه های شهرسازی۱:جهانشاه پاکزاد انتشارات شهیدی
تا اینجا سعی کردم فقط بگم هوسمان کی بود امیدوارم فهمیده باشید یه جورایی رضا خان پاریس البته فقط تو شهرسازی یا بهتره بگیم رضا خان هوسمان تهران بود....
حالا میخام مطلب زیر رو بدون شرح بخونید:
نامه ای از هوسمان به مسیو جودت
چند شب هست وقتی با سیستم کار می کردم به جای آهنگی که الکی گوشم رو بنوازه صدای یکی از اساتید دوران کارشناسی رو میزارم استادی که حرفاش هنوزم به کارم می آد و احتمالاً تا آخر عمر به کارم بیاد .:
اونقدر که باباتون درگیر ماشینش هست درگیر شمام هست؟ وجداناً در گیر شمام هست؟
من دستم رو رو قرآن می زارم که درگیر شما نیست. خود شمام همینطور اونقدر که شما درگیر اتومبیلتون هستید.... یعنی شما حساب کن بابا تون چند بار با ماشینش می ره تعمیر گاه ولی چند بار باباتون اومده مدرسه بپرسه وضعیتتون چیه؟ چند بار با خودش ببره جایی که روحیتو، شخصیتتو یه ارزیابی کنه... این یعنی خر تکنولوژی شدن یعنی روابط انسانی تابعی از........ متوجه میشید چی میگم؟ واین یه فاجعه اس یه فاجعه زیستی
حالا تبعات داره هر چیزی قبلاً گفتم ما نباید موضوع رو یه بعدی نگاه کنیم.
این ولع و حرصی که برای مصرف میزنیم چه فشاری به طبیعت می آره و چه پدری از طبیعت در می آره چه در زمینه پسماندهایی....
اینم میزارم تا بچه ها دوباره خاطشون با استاد زنده شد
اگر خواستید حرفای استاد رو گوش کنید صدا رو تا ته بلند کنید که کیفیت ضبط پایینه
یه لحظه نمیدونم چی فکر کردم که با خودم گفتم بیا و نقشه رو ببندم و بدون نقشه پیداش کنم ولی چشمتون روز بد نبینه نیم ساعت بعد واقعاً نمیدونم کجا بودم حالا دیگه نقشه هم نمیتونست کمکم کنه یاد حرفای استاد ایستایی مون افتادم که شما معمارا تو اوج کاراتون گم میشین... گفتیم چطور مگه گفت: اوج کاراتون یا قصرهای پیچ در پیچ یا شهرسازی اسلامیه که توش با نقشه هم نمیشه آدرس پیدا کرد
کتابی از لینچ هست که مدل شهرسازی اسلامی رو جزو الگوهای طراحی شهرها به حساب اورده آقای راپاپورت هم که جزو فرهنگ گراهاست عوامل فرهنگی رو توی شکل گیری شهر اسلامی دخیل میدونه
خلاصه رسیدم به یه خیابون بزرگتر و تونستم توی نقشه جای خودمو پیدا کنم با یه مسن تر یزدی در این مورد پرسیدم جالب جواب داد: مگه تو شهر شما آفتاب نیست؟گفتم چطو مگه..... خندید..... آره والا خندم داره
خوشحالم بالا خره اسممون تو یه چکیده مقاله برا همایش معتبر صفحه 10 چاپ شد
از خیابون جلویی مسجد جامع که به طرف مسجد جامع حرکت کردم مناره هاشو راحت میدیدم... کمی جلوتر خیابون عریضی که به مسجد جامع ختم میشد رو دیدم که در روزگاران قدیم وجود نداشت و جلوی مسجد جامع یه میدون کوچک بود برای دیدنش یه سر به کتاب طراحی قضای شهری محمود توسلی بزنید....روبروی مسجد چند دیقه ای نشستم حولوحوش ساعت ۱۰ یا ۱۱ بود تورهای انگلیسی و ایتالیایی هم همون حوالی داشتن پرسه میزدنو تک و توک عکس میگرفتن نگاهی به مناره های متقارن ورودی انداختم دو مناره یکی با راه پله یک طرفه و دومی رفتو برگشتی(البته نه به صورت امروزی) یکی با پشبند و یکی بدون پشبند یکی کار شاگردو یکی کار استاد....: یزدی های قدیمی میگن این دو تا مناره رو قرار بود استادی بسازه که توی یزد خیلی مشهور بود ... استاد پی و رند دو تا مناره رو ریختو یکی از اون ها رو به شاگردش که داشت به مرحله استادی میرسید سپرد... بعد از اتمام کار استاد که خیلی کم به کار شاگردش سر میزد سراغ کار شاگردش رفت و از راه پله بالا رفتو کار شاگردشو با کار خودش مقایسه کرد... اون فهمید تو یه مساحت مشخص شاگردش تونسته یه راه پله عریض تر و راحت تر بسازه همین طور تونسته بدون پشت بند مناره رو سالها نگه داره استاد از بالای مناره به پایین پرت شد ... عده ای میگن به خاطر حرص و جوش بود عده ای میگن به خاطر ذوق عده ای هم میگن باد انداختش.... الله اعلم
داخل جلو خان مسجد شدم فضای خوبی بود مخصوصا با گنبد بغلش که خوب ترکیب شده بود زیر ورودی دوباره با تربیع دایره مواجه شدم این کار رو تو تمام بناهای یزد بدون استثنا دیدم که تو یه پست دیگه بیشتر تشریحش میکنم
وارد مسجد شدم به نظرم ترکیبات فرمی غنی مسجد خیلی خیلی بیشتر از آمود و تزئینات به چشم میخورد ولی نمیدونم چرا همه از کاشی کاری های ریز و قشنگش عکس میگرفتن
برای دیدن عکس ماهواره ای و قرار گیری در بافت اینجا
برای دیدن عکس تفاوتهای بافت در 50سال اخیر اینجا برای دیدن عکس فعلی اینجا برای گالری عکس های مسجد جامع اینجا برای توضیحات مسجد جامع اینجا وبرای توضیحات کامل برای مسجد جامع اینجا رو کلیک کنید
به قسمت زیر گنبد جایی که زنهای یزدی میومدن و نماز میخوندم رفتم دالانی منو به یک راسته بزرگتر دیگه رسوندکه یک ماکت از شهر یزد توش بود درسته از ماکت زیاد نگهداری نکرده بودن ولی کارمنو خیلی خوب راه انداخت
آخه بدجور دنبال خیابان ۱۲ متری که به حساب بهسازی شده بود بودم به یکی از بچه ها هم زنگ زدم آدرسشو نمیدونست خلاصه فهمیدم و رفتم پی اش...
میدان تاریخی یا بهتره بگم مجموعه امیر چخماق قرن ۹ هجری ساخته و سال ۱۳۳۰به ثبت آثار ملی رسید
برای اطلاعات بیشتر در مورد این بنا اینجا و برای دیدن عکس های زیبای میدان اینجا را کلیک کنید.
مدول سه ردیفی فرد و متناسب میدان این بنا را زیبا تر از آون چیزی که هست نشون میده.
وارد فضای جزیره ای میدون که شدم حس عجیب بی حجابی منو گرفت انگار رفتی وسط یه فلکه خدا ژدر این شاه پهلوی رو بیامرزه که بازم نوچه هاش دلشون به حال این میدون سوختو تکه ژارش نکردن.... از خیلی ها شنیده بودم منظره یزد از بالای امیر چخماق خیلی زیباس
ولی افسوس که مسئول راه پله نمیدونستکه ممکنه جمعه ها توریستای بیشتریبیان و این مکان رو بخان ببینن... درسته خیلی تو شهر بودم ولی هنوز صبح بود... مجموعه داخلی امیر چخماق رو یه نگاهی کردم .....سرد زنده و با طراوت بود یه چیز زیر مجموعه خیلی منو به خودش متوجه کرد جگرکی...... جگرکی که باعث غنای حسی و غیر بصری مجموعه با بوی دمه سوختش شده بود یه چرخی دورو برش زدموبافت اطرافشو خاستم ببینم
برای بهتر فهمیدن مجموعه امیر چخماق حتماْ باید یه سری به کتابای دکتر محمود توسلی بزنید
مخصوصاْ طراحی در بافت قدیم یزد یا اصول و روشهای طراحی شهری
توی به سری اسکیس نشون داده قبلاْ این مجموعه چقد متراکم و محصور بوده و الان چطو تکه پاره.... بگذریم
هتلی تو همون نزدیکی بود به اسم والی جالب بود برام هتل سنتی توی یکی از خونه های ثبت شده الحقو و الانصافکار خوبیه که با کاربری های زنده هم توریستو به دل بافت میکشونن هم یه بنا رو از مرگ تدریجی در میارن.... نیمه نیمه به همه جا رسیده و هیچ جا رو ندیده راهمو کج کردم به طرف مسجد جامع
....
انصافاً درست هم شنیده بودم
نمیدونم چرا ولی ساختمان های که تو خیابون قرار بود بازسازی بشن ضخامت دیوارهاشون یک متر بود مثل دیوارهای قدیم
خوشم اومد حالو هوای دوره رضا خان باقی مونده بود
جلوتر رفتم گفتم حیفه شهر رو بگردم ولی از تو بافت رد نشم سر یه کوچه وایستادم از پسر بچه ای پرسیدم :آقا پسر اینن کوچه چی داره ؟ به کجا میرسه؟
با جدیت گفت هیچی نداره پر کوچه س
تو دلم گفتم همین کوچه های شهرته که دیونم کرده
داخل همون کوچه رفتم ... محصوریت بالا سایه متوالی کوچه و سرم هایی(چوب های با مقطع گرد) که بالای کوچه دیوارها رو مهار کرده بود..... همین فرم کج و راست چوب ها خیلی زیبا بود زیبا تر از عکسی که من نگرفتم....اصولا عکس نگرفتن اینجا هنره.......القصه از کوچه با چشمایی سیر نشدنی داشتم رد میشدم با یه نقشه توی دست
به یه پیچ رسیدم به طرز وحشتناکی زیبا بود... از این لحاظ که این پیچه جوری بود که من غریبه رو اجازه نمیداد برم داخلش به خدا احساس امنیت نمیکردم
به راهم ادامه دادم ساباط های متوالی و روشن تاریکی یا بهتر بگم سایه روشن های متوالی منو دیونه کرده بود... وادار شدم چند دیقه ای بشینم و قدرت دست بنا- معمارهای قرن نه تا چهارده رو تحسین کنم....در این بین ویو های زیبا رو یه چیز گرفته بود تیر برق های متوالی و سیمهای آویزون توی بافت ... تا خود امیر چخماق از توی بافت و از روی نقشه رفتم
قبل از اینکه وارد میدون امیر چخماق بشم یه میدونچه منو تو آغوش گرفت لذتی که تو میدونچه های بیرجند هم قبلاً باهاش آشنا بودم یه گنبد یه ایوان و دیوارهای با تناسبی که با حجم و ترکیبشون کلی بازی میکردند از جمله زیبایی های کلی این میدون بودند از جزئیاتش نمیگم چون نه دوست دارم پوسته ای بشم نه وقتشو ... اسم این میدونچه که جلوی مسجد امیر چخماق بودو دقیق نمیدونم
از میدونچه گذشتم وارد یه میدون تکه پاره تاریخی شدم غول آسا و مهربان خوش منظرو و استوار.......... امیر چخماق
زهی خیال باطل اینجا فقط شهرک صنعتی بود... جلوتر رفتیم و بدون هیچ مقدمه ای اتوبوس داخل یک ساختمان ترمینال مانند شد صدای خسته و لهجه دارش بلند شد: بفرمائید رسیدیم ..خوش بگذره
از اتوبوس اومدم پایین زیاد سرد نبود کمی سوز داشت از اولین دری که دیدم وارد شدم در دیگه ای جلوتر به چشم میخورد انگار داد میزد بیا داخل... رفتم اما توده تبدیل به فضا شده بود اینجا یک حیاط داخلی غول آسا بود تنها خوبیش این بود می فهمیدی اینجا یه نقطه از فلات کویری ایرانه شایدم یزد
تا اومدم دستشویی و سالن انتظار رو پیدا کنم یه دور کامل دور حیاطه زده بودم
یه سوال هنوز تو ذهنم بود چرا اینقد غول آسا؟
انگار کار یک دانشجوی خوش دست بود همه چیز خوب بود ولی نمیدونم چرا محیط منو ارضا نمیکرد
بگذریم... وارد سالن انتظار شدم درسته از یک هشت ضلعی وسط فضا استفاده کرده بودن ولی انقده ستون داشت که آدم آدمو نمیدید... به اون صورت برای شهر ورودی ندیدم ورودی که هویت بارز یا یک دید کلی از یزد بهمون بده
بعدش داخل شهر رفتیم
...
بچه که بودیم با خونواده میرفتیم روستا پیش بابا بزرگ مامان بزرگ ، مامان بزرگم مارو عزیز میکرد و یه بزغاله به اسممون میکرد این بزغاله ی محسنه این بزغاله علی اینم بره احسان
همیشه سر بزغاله یا بره قوی تربا هم جر و بحث داشتیم با این که فقط اسم بزغاله مال ما بود.
از اون روزا خیلی گذشته دیگه میریم روستا مامان بزرگی نیست که بهمون بزغاله بده همه دور هم میشینیمو از کارو درآمدو این جور چیزا صحبت میکنن البته هنوزم به لطف بابا بزرگ اون حال و هوا باقی مونده ولی تو شهر انگار یه کس دیگه ایم
چند روز پیش دیدم چند تا از بچه ها جلو یه آکواریوم وایستادن و سر ماهی خوشکله جر وبحث میکنن
هنوز هم در جریانیم
داریم زندگی میکنیم اما یه جور دیگه
چند روز پیشتر هم تو یه برنامه تلویزیونی جمشید مشایخی گفت دغدغه این روزهای من اینه که آیا بشر به همون اندازه که تکنولوژیش پیشرفت کرده انسانیتشم پیشرفت کرده؟
و خوب گفت که دقت کنیم تکنولوژیش به چه دردش خورده؟
....
هر وقت اسم تهران میاد یاد شلوغیاشو اینکه باید ساعت 6.5 بری بیرون تا 8 برسی سر کارو زندگیت می افتم؟
با یکی از دوستام هم در این رابطه زیاد صحبت کردم ولی متاسفانه به هیچ نتیجه ای نرسیدم
تهران آخرش چی میشه اصلاً باید براش چکار کنیم البته طرح هایی تو مخمه که فکر میکنم خام و آرمان گرایانه هست و بدرد مشکلات مردم نمیخوره بعدشم یه نفر که سهله یه گروه مهندس مشاور گرید یک هم نمیتونه کار بزرگی بکنه مگه اینکه کار کاملاً گروهی باشه...
خدا به دادش برسه؟
طراحی طرح جامع رو بوم سازگان طراحی کردند
نقشه ها رو برای اطلاع گذاشتم
| نقشه محدوده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
طرح جامع تهران رو تو یه پاراگراف میشه این جوری معرفی کرد:
با عنايت به اينكه يكي از اولويت هاي مهم شهرداري تهران تاكيد بر تحقق طرح جامع مي باشد، لذا تدقيق و تطبيق طرح هاي تفصيلي با طرح جامع و استقرار طرح هاي تفصيلي در سيستم يكپارچه شهرسازي و نيز اجراي ضوابط شهرسازي مبتني بر طرح جامع از اهميت خاصي برخوردار است.
تحقق چشم انداز توسعه شهر تهران در طرح جامع كه شهري با اصالت و هويت ايراني اسلامي ،دانش پايه و هوشمند،سرسبز و زيبا و شاداب با فضاهاي عمومي گسترده و متنوع ،امن و مقاوم ،پايدار و منسجم با ساختاري مناسب براي سكونت ،فعاليت و فراغت را نويد مي دهد مي بايست محور همه برنامه ها و اقدامات شهرداري تهران قرار گيرد.
شورايعالي شهرسازي و معماري ايران در جلسه مورخ 05/09/1386 خود و به دنبال 27 جلسه بحث و بررسي، که از تاريخ 15/11/1385 لغايت 21/08/1386، با دستور کار بررسي و تصويب طرح جامع جديد شهر تهران برگزار شده بود، سرانجام "طرح راهبردي – ساختاري (جامع) جديد شهر تهران - 1385 را، که تقريباً به طور همزمان در شوراي اسلامي شهر تهران، جلسات مشترک کارگروه شهرسازي و معماري شوراي توسعه و برنامه ريزي استان تهران و کميته فني شورايعالي، و سپس در شوراي توسعه و برنامه ريزي استان و کميته فني شورايعالي شهرسازي و معماري ايران، پس از بررسي هاي لازم تأييد و به شورايعالي ارائه شده بود، طرح بالا را مورد تصويب نهائي قرار داد
مستندات مکتوب این طرح را از اینجا ببینید
کلیه مباحث و مستندات را از شهرداری تهران دریافت کنید
ایران کرمان اسم یا قسمتی از معرفی بود
سه شنبه ها ساعت ۲۰.۱۰
خدا کنه که خود مستند هم به اندازه تبلیغات جذاب باشه
تا بشه من هم بدون این که کرمان برم از معماریش مطلع بشم
دانلود اصل مقاله
حجم ۱.۱مگابایت
بالاخره دکتر بحرینی به همراه شاگردشون آقای خسروی که توی موسسه راگا تابستون ۹۰ اسکیس تدریس میکردند مقاله جدیدشونو چاپ کردند
جدیداْ پیاده مداری رو بورسه ...
برای دانلود بقیه مقالات آخرین شماره مجله هنرهای زیبا شماره ۴۲ از دوره دوم این صفحه رو باز کنید
راستی از دکتر حجت هم مقاله ای در شماره ۴۱چاپ شده خواستید ببینید
کاری ندارم دکتر حجت کیه و چیه و چی نوشته فقط چند تا از حرفاش قشنگ بود گفتم شاید بدرد شما هم خورد
اگه با دکتر مشکلی دارید به شخصیتش نگاه نکنید به حرفای که اینجا نوشته توجه کنید
نظراتی که اگر شاید اساتید ما هم بهشون دقت بیشتری داشتند وضع ما بهتر از این بود
اول ... «دانشجوی معماری اول باید بفهمد که معماری یعنی چه؟ معماری ظرف زندگی انسان است. اولین چیزی که باید بفهمیم این است که زندگی انسان ایرانی متشکل از چه اجزایی است. یک انسان ایرانی چگونه زندگی میکند و برای زندگیاش به چه نوع ظرفی احتیاج دارد. هر کس لباسی را میپوشد که متناسب با اندام و شخصیتش است. معماری هم لباس دوم انسان است یعنی این که معماری هم باید انسان را از بلایای طبیعی مصون نگه دارد و هم متناسب با شخصیت و اقتصادش باشد.»
دوم... «دانشجوی معماری باید متوجه باشد که دغدغه خاطر او و مسئولیت بسیار خطیرش، دادن شکل زندکی به مردم است؛ چه در مقیاس خانه و مدرسه و چه در مقیاس شهر. در هر دو مقیاس، چه در شهرسازی و چه در معماری، معمار مسئول است. یعنی شکل زندگی شما را از بدو تولد تا زمان مرگ، در خواب و بیداری، در تمام لحظات، معمار تعیین میکند. پس دانشجوی معماری از روز اول دانشکده، باید بفهمد که با چه کسانی طرف است. این آدمی که میخواهد برایش زندگی درست کند، چه کسی است. و در این محیط قرار است چه طور زندگیای اتفاق بیفتد. اما میبینید که خیلیها اول فکر میکنند در این فضا چه شکلی از ساختمان را دوست دارند طراحی کنند.»
سوم... همواره گفتهام مراجعه به معماری قدیم ما حکم حلالمسائل را دارد. دانشجوی ریاضیات حلالمسائل دارد. میداند در امتحان همان سئوالها مطرح نمیشود، ولی آنها را حل میکند. وقتی به معماری گذشته مراجعه میکنیم، به یک حلالمسایل نگاه میکنیم. میبینیم وقتی میخواستند فلان احساس را به وجود بیاورد، این کار را کردهاند.
خوابهایی که اگه بهشون توجه کنی خواب نیست مرور زندگیه .. زندیگی که گذشته و دیگه نیست.. .مرور خاطراتی که راحت با کلمات و اصطلاحاتی خاص معماری اون زمان رو برام روشن میکنه...
حاجی ممد یه کم پول داشت با حاجی مد رحمان صحبت کرده بود تا حوض محلی علی آبادو بپوشونن... حوض خیلی وقت بود افتاده بود کسی پیدا نمیشد پول براش بده... مردم با سبو ها و کندل ها میومدن آب میبردند و همگی به حاج ممد آفرین میگفتن... منم که دختر بچه کوچیکی بودم خدا خدا میکردم هر چه زودتر حوض پوشیده بشه... حاجی مد رحمان توی سیفه خونش نشسته بود و منم از دالونچه داشتم نگاش میکردم....
زندگی اجتماعی دوران به دوران و سال به سال در حال تحول و دگرگونیه دگرگونی که بغیر از کلاسای جهان زمین شاید تو هیچ کلاس دیگه ای گفته نشه ...
شایدم برای بعضی اساتید این نکته مهم نیست و مهمتر از اینا وجود دارن....
ولی میخام بدونم من که 40 -50 سال از عمرم گذشت جایی رو دارم که خوابشو ببینم یا خاطراتی رو مررور کنم که انقد شیرین باشه ...
بی سبب نیست قند خون گرفتی مادر....
بهتره بقیه حرفا رو تو فایل بزنم
حجم : زیر ۱مگا بایت
خیلی زیاد جا داشتم برای نوشتن و اینکه ایده های جدیدمو نقد کنمو از ایده های قدیمیم کم کم منصرف شدم
مثلاْ ۱.۵ سال بود که میخاستم در مورد چیدمان سلف بر اساس عملکرد رفتاری دانشجویان محقق بنویسم ولی نمیدونم چرا دستم به کیبورد نمیرفت ... عکساشم گرفتم اسکیساشم زدم ولی بازم نشد...
حالا دیگه میخام در مورد اون چیزایی که فکر میکنم واقعن بنویسم... مثلاْ ژیاده روهای بیرجند
یا ورودی قشنگ بیرجند...راستی هنوز درسا شروع نشده اساتید! مقاله میخان... لااقل اون روی ماهتونو بهمون نشون بدید بعد مقاله بخاین تا مجبور نشیم هی تو اینترنت سرچتون کنیم..

الان اصلاْ استرس و اضطراب ندارم چون وقتی این همه مدت صبر کردیم این یکی دو روزم روش...
اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد 90 تا سهشنبه
جالبه رساله آخر خانم دکتر بوده که بعدش شده هیئت علمی دانشگاه تهران
من که دوسش دارم ولی باورم نشد از اقلیمو کاربدهای یک خونه معناش برا معمار مهتر باشه به گفته دوستمون عادل قضاوت با شما
شایدم ماها معنا حالیمون نیست که میگیم این حرفا درست نیست...
بخون بخون بخون
چکیده
از اینجا دانلودش کنید
عناب بر عکس درختای بی ننگ و مفت خوری مثل پشه خور و اکولیپتوس خیلی دیر بزرگ میشه...خیلی هم کمتر آب میخوره تا سالیان سال تنه اش نازکه و خیلی دیر کلفت میشه اما یه خوبی داره تو زمینهای خیلی بد و بدون خاک مثل ریگستان ها رشد میکنه ریشه هاش خیلی عمودیه و خیلی بد ریشه کن میشه یا بهتره بگم ریشه کن نمیشه... البته اگه جویی آبی از دومتریش رد شه امکان داره ریشه هاش افقی هم حرکت کنه...درخت دوست داشتنی و دیکتاتوریه همیشه اخم میکنه ولی از ته دل دوست داره چون عناباش شیرینن و وختی بخای بکنی ممکنه خار بره تو دستت...
مثل مادر بزرگاس کم میده ولی همیشه ... از کوچکی دوست داره پهن شه تا همه ازش استفاده کنن اینجوری یکم موهای سرش ژولیده پولیده میشه... به همین خاطر آدمای نامرد زمستونا با قیچی!!! شاخه هاشو میبرن بعد هم میگن مثل ناخنه دردش نمیاد... خوبه منم دستتونو قیچی کنم؟
تو حیاط خونه ماهم دو تا هس مادر و پسرن میدونی چرا چون دقیقاْ زیر سایشه آدم بزرگا میخاستن پسره رو زمستون از مادرش جدا کنن چون بهش نور نمیرسه منو داداشم نذاشتیم ... گفتم خوشتون میاد یکی وقتی خوابید بیاد مارو ببره؟
خلاصه با این عناب بزرگ شدیم البته مادره خیلی خوشکلو خوش فرم شده ولی حال پسرش خوب نیست ...براش از روستا یه دکتر گرفتیم گفت سرطان داره ... ولی من نمیزارم شیمی درمانیش کنن آخه ممکنه کچل شه بعدشم بمیره بابام میگه زمستون برش میداریم میزاریم تو آفتاب تا بزرگ شه... راستی اون دکتر روستایی هم ازمون پول نگرفت خیلی مرام داشت مثل دکترای شهری نبود
اگه خاله عناب نباشه حیاطمون دیگه باحال نیست به قول یارو گفتنی هویتش از دست میره...
مثل باغ بابابزرگم که کاجای ۳۰ سالش تو یخبندون اون سال سرما خوردنو مردن ... ولی خیلی مرام داشتند از جنازشون هم برا بابا بزرگم استفاده گذاشتن...
الان دیگه فقط اسم باغ رو باغ بابا بزرگم مونده حتی برا نگاه کردن هم هیچ کسی سراغشو نمیگیره...
تو یه کتاب خوندم شهر حیاط دوم ماست ... اگه شهر هست پس فضا سبزا هم هستن؟ نه پس چرا اینقد بید مجنون میزارن سر هر کوچه؟
اصلاْ اسم این بنده خدا مجنونم به گند کشیده به قول اینترنت: نام مجنون را هم بر بيدهايي گذاشته اند که بر سر هر خياباني به باد هر هوسي مي لرزند
آقا من به این بید مجنونای سه ساله میدون اصلی شهر هیچ دلبستگی ندارم چرا یه درخت عناب نمیزارید وسط میدون بیرجند.
به خدا همه بیرجندو باعنابش میشناسن...
راستی گوشه ادبیات که تو پست قبلی ازش تعریف کردم رو میتونید اینجا ببینید
اگه از من میپرسید لااقل همین چند صفحه از این سایت رو ببینید
بچه که بودم هر شهری میرفتم اندازه بیرجند خوشحال نبودم.. بابا بیرجند کجاست؟ ـ همین پشت کوهه دو پیچو که رد کنیم میرسیم خونه
.
.
تو دنیای بچگی پشت کوه چقد دور بود الان چقده نزدیک.. انگار پشت کوهی
الانم که بری اونور فکر میکنی پشت کوه خیلی نزدیکه
خلاصه بعد عمری میای شهر خودت و باباتم دیگه رضایت میده جابه جا نشه حالا اومدی اینجا ولی درخت عنابی که تو حیاطه نمیزاره از اینجا بری .. بری یه جای دیگه چه میدونم سر کار...
همه چیو میتونیم عوض کنیم دلبستگی به مکان رو نمیشه...
چندروزه بیشتر از بیرجند دارم مطلب میخونم از یه مطلبی بدجور خوشم اومد شاید بیرجند و شرق خیلی شبیه همن که این آقا اینجوری نوشته...
بیرجند
(۴دسامبر ۱۹۱۶/ ۸ صفر ۱۳۳۵)
م.عزیزم
امروز اولین باران بعد از اواخر بهار گذشته در اینجا باریده است، آن هم رگبار کوچکی از ابرهایی که چند روز فضای منطقه را گرفته بود. ما مدتهاست که آرزوی باران و کمی رطوبت هوا را داشتهایم. این است که بعد از باران امروز من به کوهپایههای شرق بیرجند رفتم و با شعف فراوان زیر آسمان خاکستری مقداری راهپیمایی کردم. زمینهای خشک و سوخته در اثر باران چند ساعتی به زحمت تر شدهبود و باران مختصری که باریده بود در حکم بوی استخوانی بود که به شامۀ سگی گرسنه رسیده باشد. در چنان حالتی سگ گرسنه با تداعی یک غذای خوب در مخیٌلهاش خوشحال میشود، در حالی که زبانش از گرسنگی و خستگی از دهان او آویزان میماند. من هم در حالی که از تپه شنی و سنگلاخی بالا میرفتم، خود را با تصٌور رایحۀ باران فراوان که در شیارهای خاک جریان پیدا میکند و همچنین عطری که از گلهای مرغزارها بعد از باران برمیخیزد، دل خوش داشتم. ولی همین که به پشت سرم نگاه کردم، منظره شهر بیرجند از زاویهای که هرگز ندیدهبودم تصٌورات واهی را که قبل از آمدن به مشرق زمین داشتم، به خاطرم آورد. در همان حال پرده سفسطه عقب رفت و من یک نمای واقعی از مشرق زمین رومانتیک و افسانهای که فقط بچهها اشخاص بیاطلاع در ذهن خود دارند، در مقابل خود دیدم. در آن موقع داستان من درست مانند داستان کسی بود که برای هزارمین بار با همسرش که در طرف مقابل میز قرار دارد مشغول غذاخوردن باشد و ناگهان با خیره شدن به قد و قواره همسرش به یاد شاه پریان بیفتد.
کمی بعد که از کوهپایه به جلگه باز جنوبی بیرجند خوب خیره شدم، احساس کسی را داشتم که از خواب و خیال خوش متوجه دنیای واقعی شده باشد. البته این اول باری نبود که من دچار چنین احساسی میشدم.
یکنواختی این جلگه را که از همه طرف به کوههای تیرهرنگ منتهی میشود تنها وجود چند آبادی به فواصل زیاد از یکدیگر، از میان میبرد. از همه این آبادیها مهمتر، قصر حکمران یعنی امیر بود که باغ سرسبز و شاداب آن در حصار دیوارهای بلند خود کاملاً مشخص بود و کورهراهی مانند یک نخ سفید آن را به شهر متصل میساخت. آن اقامتگاه و جاده آن از جایی که من بر آن مشرف بودم، چیز کمی از داستان افسانهای قصر شاه پریان که برای بچهها واگو میشود، نداشت و در اینجاست که انسان راز دو خاصیت بزرگ کشور ایران یعنی سادگی و فاصله را که از مشخصات طبیعی این سرزمین به شمار میروند، به چشم میبیند و متوجه میشود که چطور این سرزمین الهامبخش نویسندگان داستانها درباره ایران برای بچهها شدهاست.
نامههایی از قُهِستان، اف هیل، ترجمه: دکتر محمد حسن گنجی، انتشارات مرکز خراسان شناسی(۱۳۷۸)-
البته من کتابشو نخوندم منم مثل شما تو یه سایت خوندمش
اسمش بود گوشه ادبیات مطالب جالبی میزاره...
راستی این باغی که این آقاهه گفته با یه نخ به شهر وصل میشه الان جزو شهره یه چیز جالبتر خونه ماهم کنار همون باغه
می بینید دنیا چقد کوچیکه
کارفرما: زمینی دارم ۳۰۰ متری میخام توش دو خابه ۱۲ و ۱۸ متری یه هال ۲۴ متری و یه پذیرایی۳۶ متری البته یه آشپزخونه و سرویس هم داشته باشه... هر چی زیربناش کمتر باشه بهتره... یه چیز دیگه هم باشه زن و بچم توش راحت باشن مهندس جان خودت که واردی دیگه...
فرهنگ: تفکیک جنسیتی در رابطه با مهمان به صورت شدید و یه کم تعصب که تو خون این خوانواده و اهالی محل هست...
حرکت یک: سلام دو تا طرح دارم برات یکی اینه... اشاره به طرحی با ۱۳۰ متر زیر بنا و تداخل عرصه ها ولی جای غیر مفید هم نداره....
یکی هم این طرح .. اشاره به طرحی با ۱۵۰ متر زیر بنا و تفکیک مطلق عرصه ها ..
مهندس جان این یکی (طرح دوم) چقد زیر بناش بیشتره؟
ــ ۲۰ متر کارفرما جون
ــ متری که ۵۰۰ برام بیفته میشه حولو حوش ۱۰ ملیون.... نه مهندس همون اولی رو پرینت بگیر فردا میام میبرم...
مهندس مبهوت و هاج و واج تریپ مهران مدیری داره دوربینو نگاه میکنه....
حرکت دو: سلام برات دو تا طرح زدم یکی اینه که ۱۳۰ متر زیربنا داره ولی زنو بچت توش راحت نیستن...
یکی هم اینه که درسته ۱۵۰ متریه و ۲۰متر از اون بیشتره ولی زن و بچت اونور هر کاری بکنن مهمون ککشم نمیگزه... دو راه گذاشتم که اصلاٌ مهمونت تو خونه معذب نیست و زن و بچه از این ور میتونن رفت و آمد کنن... اصلاْ خوراک خونواده شماهاس...
ــ ولی مهندس جان ۲۰ متر بیشتره باید ۱۰ ملیون بیشتر خرج کنم
ــ ۱۰ ملیون بیشتر خرج میکنی ولی یه عمر زن و بچت راحتن دیگه انگار تو خونه باباتی راحت و دلباز...
ــ اینم حرفیه باشه مهندس جان پس همین ۱۵۰ متریه رو پرینت بگیر فردا میام ببرم...
مهندس آرام و زیرکانه لبخند میزنه...
چیزایی که از کنارشون خیلی ساده رد می شیم می تونن خیلی بدردمون بخورن....
چکیده: مقاله الگوی حرکت سایه و طراحی سایت
يكي از نكات قابل توجه در خصوص صرفه جويي در مصرف انرژي در رابطه با طراحي سايت و مجموعه هاي مسكوني - بررسي مسير حركت سايه بناها و تاثير آن بر روي بناهاي مجاور در يك مجموعه مي باشد. دست يابي به آفتاب زمستاني و پرهيز از آن در تابستان در طراحي مجموعه هاي ساختماني در يك سايت از جمله مواردي است كه در طراحي اقليمي بايد به آن توجه ويژه اي مبذول داشت. طراحي اقليمي و بهره مندي از مواهب طبيعي چون انرژي خورشيدي ميسر نخواهد بود مگر اينكه اين امكان در طراحي سايت فراهم شود.
در اين مقاله روش محاسبه و ترسيم الگوي سايه تك بنا با توجه به توپوگرافي زمين در عرض هاي جغرافيايي مختلف و همچنين اصول طراحي سايت بر مبناي بهره مندي عادلانه بناها از نور خورشيد ارايه شده است.
اصل مقاله رو از اینجا دانلود کنید با حجم زیر یک مگابایت
کم کم دوران دانشجوییم داره تموم میشه البته دارم به شدت دعا می کنم فقط برا این مقطع باشه...
الان که این دورانمو تموم شده میبینم میبینم یه سری از بچه های کل دوره های که گذروندم موفق شدن یه سری هم الاف و یه سری از الاف هم بدبخ تر مثل خودم شدن وبلاگ گرد و وبلاگ نویس...
من که مثل دولتی ها حوصله ندارم هیچی ازشون اعلام نکنم به خاطر همین میخام به بچه های معماری و مخصوصاْ ورودی جدیدها همه چیزو بگم که موفق باشن...
البته منظورم از جدیدها ترمولکایی هست که تازه اومدن دانشگاه نه بچه هایی که جای بی بی و بابابزرگ من سن دارن و نشستن برا کارشناسی پیوسته و اسم خودشونم گذاشتن ترم یکی....
قبل از هر چیز یه چیز اساسی برا موفقیت بگم که ما اختصاراً بهش میگیم اصل یک: ناز کردن ...
وقتی اسمتون در اومد که فلان دانشگاه پشت فلان کوه یا تهران (اصلاً نباس براتون فرقی کنه شما قراره موفق باشید)رشته معماری قبول شدین(شرمنده این یکیو باید فرق کنه چون فقط تو معماری موفق میشید)خیلی راحت و با افاده ناز کنید....
اه اینم شد رشته ... دیگه معماری رو بورس نیست... شنیدم فارق التحصیلاش زیاد شدن... سوپری سر کوچه هم داره معماری میخونه...اه مامان من نمیرم خرپشته جواد آقا رو کردن دانشگاه معماری.... اینم رشته بود انتخاب کردم هر چی زیر پله هس از توش دانشجوی معاری در می آد...و از این جور حرفا....
بعد از چند جلسه که با استادای معماری سر کلاس رفتید 180 درجه تغییر رویه بدید....توضیحات این بند رو خودتون حدس بزنید...
سر تمام کلاسای تخصصی خودتون رو بی حوصله بگیرید جوری که همه فکر کنن این حرفای استاد تو ذاتتونه...
هر چند هفته یک بار سری چند دیقه ای به آرشیو مجلات بزنید مجلاتی که اسماشون خیلی خفنه فقط اسماشون رو یاد بگیرید این فعلن برای کلاس گذاشتن جلو استادا خوبه
جلو استاد استاتیک بگید معماری هم شد رشته!!!
برای مدیر گروه تون پوستر مسابقه سازه های ماکارونی رو ببرید و با هم کلی بهش بخندید احتمالن یکی از درساتون پاسه
دیر نجنبید سعی کنید هر چه زودتر معاون سرپرست کارگاه یک کار اجرایی بشید این جوری چند حسن داره : استادا به غیبتاتون توجه نمیکنن... معمولا بالای 98 درصد شاغلها درسها رو به راحتی پاس میشن...از همه مهمتر پول در می ارید
وسط کرکسیون شاگرد اول طرح آروم بگید استاد ما تو کار اجراییم احتمالاً این طرح اجرا نشه...
همون مجلات با اسم خفن یادتونه ؟ اسم چند تا نویسندشو حفظ کنید به همه بگید باهاشون همین تابستون کار برداشتم کاراشو من میکردم اون پول اسمشو میخورد!!!
زمین و زمان را به هم ببافید(یکی از مهمترین اصول) برای تمرین این کار همین الان سعی کنید قوس معماری ایرانی رو به سفرهای مارکوپولو ربطش بدید و یا مکان رو به بی زمانی صحن مسجد شاه اصفهان...
اوایل ترم به اساتید رو ندید وسطای ترم ساکت بشید آخرای ترم هرچی گفت تائید کنید این جوری استاد توهم میزنه که شما رو آدم کرده...
از ترم دو معاملات زمين و مسکن را جدي بگيريد، همه که قرار نيست از معماري به جايي برسند.
حتماْ یه نرم افزار بازاری برای ارائه کاراتون رو فول شید این یکی از بهترین راههای معمار و موفق شدنه بعدش آخر ترم کاراتون رو حتماٌ رو بنر پلات بگیرید اینجوری عمه یکی از اساتید هم تو سن بالا معمار شد....البته میگن ها
اون کار اجرائیه بود که معاون سرپرست بودید؟ خوبه زیر اب سرپرست رو بزنید وخودتون سرپرست شید این جوری دیگه کمرتون تا دو سه سال بسته شد
طرح نهاییو با جهان زمین برندارید(یعنی استاد گیر)
وقتی درستون تموم شد به همه بگید: درس نخونيد. هيچکس از درس خواندن به جايي نرسيده به جز علي دايي.
ترم های آخر به فکر زن يا شوهر مايه دار باشید. يادتون باشه فيلم هاي هندي و آبگوشتي را براي شما ساختن نه فیلمهای سه گانه جهان زمین .... و هنوز که هنوزه فلاسفه بر سر مفهوم عشق و زيبايي با هم دست به يقه اند اما بر سر مفهوم پول کسي شک نداره.
هیچ وقت سعی نکنید دستتون رو قوی کنید حیف وقت نیست؟ به استادا هم بگید ما بازاری کار میکنیم...
اسمای خفن مجلات خفن یادتونه یه مقاله ازش حفظ کنید و به یکی از استادا بگید ایده خودتونه....چون معمولا استادا وقت مجله خوندن ندارن
بلوف بزنيد. به هرکس مي رسيد بگيد شرکت زديد و فلان پروژه را در دست انجام داريد. يک بلوف زن موثر و بجا از يک رزومه پر و پيمان (c.v.) مفيدتره .... اصل استاد باهر طالاری....
توی دانشگاه از هرکس به دستتون رسيد پله اي بسازيد و پله پله بالا، بالاتر و به ملاقات خدا بريد .در ضمن یادتون باشه کسي که نخواد بالا بره غيرمستقيم قبول کرده نردبون اين و اون باشه
اگر تو محله سلطان آباد یا تو جاده سراب اردبیل حتی ته یک دره يک تکه زمين داريد ديگر لازم نيس کار کنيد ، ثروت و موفقيت در چنگال شماست
بعد از لیسانس بساز بفروش یا حتی بساز بنداز شید...برای موفقیت یادتون باشه در زلزله خشک و تر با هم مي سوزند و هرچه بسازيد« کُن فيَکون » خواهد شد پس خرج بيخود نکنيد
این خبر رو توی سایت دانشگاه شهید بهشتی دیدم ...
نمیدونم جرا هیچ تبلیغی حول این موضوع نشده....
این اولین دوره کتاب برتر معماری شهرسازی بود که آقای پاکزاد لطف کردندو یک منبع دیگه به کنکور ۹۱ شهرسازی اضافه کردند...
کتاب «تاریخ شهر در اروپا» تألیف آقای دکتر جهانشاه پاکزاد از اعضای هیئت علمی گروه شهرسازی دانشکده معماری و شهرسازی دانشکاه شهید بهشتی موفق به کسب رتبه برتر در اولین دوره جایزه کتاب معماری و شهرسازی دکتر منوچهر مزینی توسط انجمن مفاخر معماری ایران گردید.

امیدوارم ار خوندن این کتابی که حتی رنگ جلدشو ندیدم لذت ببرید
فراخوان بین المللی طراحی نماد حجمی میدان حضرت ولیعصر «عج» تهران
سازمان زیباسازی شهر تهران در راستای برنامه های شهرداری تهران در رابطه با ساماندهی میادین اصلی به منظور ارتقای کیفی سیما و منظر پایتخت کشور عزیزمان، در نظر دارد نسبت به طراحی، ساخت و نصب نماد حجمی برای میدان ولیعصر «عج» با موضوع «موعود» اقدام نماید.
لذا از کلیه هنرمندان علاقمند (به ویژه هنرمندان مجسمه ساز و معمار) دعوت می نماید طرحهای پیشنهادی خود را در مهلت اعلام شده به اداره آثار حجمی این سازمان واقع در عمارت عین الدوله (نگارخانه برگ) به نشانی: پاسداران ـ میدان هروی ـ خیابان شهید وفامنش ـ خیابان جمالی شرقی ارائه نمایند.
توجه:
1- هنرمندان می بایست در طراحی نماد، موقعیت وشرایط ویژه میدان و نیز موضوع اعلام شده با عنوان «موعود» را مدنظر داشته باشند.
2- توجه به ویژگیهای ایرانی – اسلامی و مفهوم "موعود" در قالب نگاه جهانی در طراحی نماد الزامی است.
ارائه طرح :
طرحها باید به صورت ماکت حجمی با اشل دقیق، همراه با پیشنهاد ابعاد و مقیاس، جنس اثر، و تصویر جانمایی در میدان ارائه شوند.تصویر جانمایی به صورت فایل و چاپ شده حداقل به اندازه A3 ارائه شود .بدیهی است به طرحهایی که ناقص ارائه شوند ترتیب اثر داده نخواهد شد.
3- هنرمندان باید در طراحی نماد به تغییرات فیزیکی میدان به دلیل احداث ایستگاه مترو توجه نمایند. میدان در شکل جدید پایین تر از سطح خیابان خواهد بود.
مشخصات میدان :
کلیه مشخصات مورد نیاز و تصاویر سه بعدی میدان از طریق وب سایتwww.zibasazi.ir ویا به صورت CD ازدبیرخانه هنری در دسترس قرار دارد.
4- در طراحی نماد باید به دید خیابان های اطراف ازشمال، جنوب، شرق وغرب و دید عابرین و مسافرین مترودر محوطه داخل میدان دقت لازم به عمل آید.همچنین عدم پوشانندگی خط آسمان می بایست در طرح پیشنهادی رعایت شده باشد.
داوری :
طرحهای رسیده توسط یک تیم متشکل از متخصصین مجسمه های شهری و معماری داوری خواهد شد. اسامی هیئت داوران متعاقباً اعلام می گردد.
جوایز :
به سه طرح برگزیده بنا به رای هیات داوران ، به ترتیب مبالغی معادل صد میلیون ریال ، هفتاد میلیون ریال و پنجاه میلیون ریال پرداخت خواهد شد.
مذاکرات نهایی در خصوص اجرای اثر به منظور انعقاد قرارداد پس از اعلام طرحهای منتخب، با طراح برگزیده صورت خواهد گرفت.
تلفن هماهنگی: 22969742
وب سایت: www.zibasazi.ir
مهلت ارائه طرحها :29/4/1390
ایشالا به اعدادو ارقام که توجه فرمودین؟.....
ساعت ۳.۵ راننده به زور بیدارم کرد.... آقا کجا پیاذه میشی؟ با کج خلقیو پکر از خواب بی ثبات با وسط گلو جواب دادم "اردبیل" دوباره خودمو به خواب زدم که برسم...
این دفه شاگرد شوفر دست رو شونم گذاشت و گفت آقا اینجا میدون وحدت اردبیله... بد جور جا خوردم ..
جمع و جور کردمو اومدم پایین...ووی چه سرده... انگار تا حالا اردبیل نبودم.....
تو این گیر و واگیر راننده های چندتا سواری خیلی راحت تو ماشینشون لم داده بودن این دفه نوبت من بود نازشونو بکشم تا سوارم کنن.....بالاخره سوار یه پیکان شدم از چند تا مسیر گزشتیم تا رسیدیم به یک میدونی که یه سربازی تیر خورده بودو داش بال در می آورد.... توی یک ثانیه قدرت تحلیلم در حد یک ابر رایانه کار کرد......
فضای شهری مطلوبی نبود... سواره ... نبود محور پیاده ... تداخل سواره و پیاده در تمامی اضلاع ... المان نامتناسب با میدان... ایمنی ....تفرق پذیری... روان بودن .... فلکه :عنصری برای تردد...اه اه اه
اینا همه رو گفتم که فکر نکنید از فضا خوشم اومد ولی شدیداْ احساس دلبستگی داشتم بهش ... دست خودم نبود عاشق دور زدن دورش شدم....
انگاری یه غده تو مخم ترکید..... خودش بود غده نوستالوژیک....
تمام عواطفم به کار افتاد .....جو نبود من اینجا رو دوسش داشتم....
حس حسرتی تمام وجودمو گرفت ولی نمیدونم چرا مغزم دستور اشک نمیداد؟... شاید چون آخرین بار
گریه کردنم خیلی وقت پیش بود ....اونم تو خواب....
پیکان در اختیار من نبود ولی راننده یه ریز داشت در مورد یه بحث داغ روز حرف میزد ...نمیدونم چطوری جوابشو میدادم که آخر سر با اندیشه جبریت من قانع شد....
جلوتر رفتیم خاطرات به سرعت نور به توان صد داشت تو مخم رژه میرفت...
من دوست نداشتم این فضاها تغییر کنه من عاشق قدم زدن کنار این خیابونم....
به کتابخونه و پارک بغل شورابیل رسیدم حس میکردم نیمه گم شده خودمه....
چقدر بی رحمند جراحان شهری که به خاطر عملکرد و تناسب فضایی تمام دلبستگی ها رو زیر پا میزارند...
پیاده شدم اتاق طبقه سوم بود ۵۴ پله وقت داشتم در این مورد فکر کنم...
.
.
جلوی اتاق رسیدم جمع بندی انجام شده بود... یاد ترم یک افتادم که یکی از بچه ها از استاد وزیری پرسید چطور یک فضا ایجاد میشه که آدم بهش وابسته میشه فضایی که با نوری خاص رنگی خاص یا خاطره ای خاص از بقیه جاها متمایز شده...اون وقت نتونستم به سوال جواب بدم با اینکه استاد در موردش حرف زد...
الان میتونم ...
امیدوارم بتونم این حس رو بارم تو کارام.... شنیدن آوای گذشته... خاطرات جمعی... قرارگاههای رفتاری به وسیله احساسی خاص....
شاید یه روز من و تو بیشتر در این زمینه نوشتیم خوندیم یا...
یه چیزی تو مایه های پروژه دکترای مروارید قاسمی.....>کتاب اهل کجا هستیم...
مطمئن باشید قبول میشوید... (استاد اجازه : ما هم قبول میشیم ـ آره تو که تهرانی:)استاد جدی میگید؟ـ آره بابا)
فونت تمرین کنید--->هما- ارشیا- > بزرگ کوچک و ریز.... کلماتی که برای تمرین بکار میبرید بدرد اسکیس بخورند...
در طراحی اسکیس از جز به کل کار کنید....> اول حولو حوش درخت بعد ریزه کاریها
فلشها رو تا حد ممکن باز بکشید...
فضای شهری رو هندسی طراحی کنید...
فضاهای مثبت محدب و فضای منفی مقعر است سعی کنید مثبت طراحی کنید...
مطمئن باشید قبول میشوید... (استاد اجازه : ما هم قبول میشیم ـ آره تو که تهرانی:)استاد جدی میگید؟ـ آره بابا)
کتاب زیاد بخوانید:( .....
اهل کجا هستیم >>> مروارید قاسمی..... و همه کتابهای بدرد بخور که خودتان بهتر میدانید
مطلوبیت را در یاده مداری در نظر بگیرید... در درجه دوم حمل و نقل....
از خیابان عبوری پرهیز کنید...
مطمئن باشید قبول میشوید... (استاد اجازه : ما هم قبول میشیم ـ آره تو که تهرانی:)استاد جدی میگید؟ـ آره بابا)
سیستم های نوین ! آری کار را باید شدیداً سیستماتیک انجام داد....
و حتی یک مو! از خطوطی که با شابلون کشیده ایم، نباید منحرف شود ....
و تا آن اندازه به این کار ادامه می دهیم که روان ما تا سرحد مرگ آزرده شود و تمام لذتهای احساسی ما از آن سیستم دچار خفگی شوند...
این است دستاورد عصر ما!...
امیدوار بودم که این کلاس توی دانشگاه خودمون و با بچه های خودمون تشکیل بشه ولی متاسفانه نشد... تا اینکه کلاسای ایشون تو آتلیه خط و خاک برای اسکیس ارشد شروع به تشکیل شد...
برای هماهنگی کلاسهای ایشون در اردبیل با شماره ۰۴۵۱۲۲۴۲۹۸۹ تماس بگیرید...
این هم دو نمونه از کارهای خود ایشونه
البته باید توجه کنید که اسکیس معماری همش راندو نیست برای راندو ممکنه یه نفر دیگه رو هم بتونید پیدا کنید... ولی کسی که توی این اسکیس رتبه اول شده بیشتر میدونه که به چه چیزایی بایدتوجه بشه ...
امیدوارم با این کلاس در اسکیس معماری ۱۳۹۰ به موفقیت برسید...
این هم آدرس آتلیه خود ایشون تو تهران: سید خندان- بین خیابان شریعتی و بیمارستان رسالت - پلاک ۱۲۸۵ جدید و ۱۶ قدیم خانه شهرسازان آتلیه اثر
تلفن هماهنگی کلاسها ۰۹۳۹۶۹۵۹۶۰۰
این مطلب در تاریخ ۲۸/۱/۱۳۹۰ بروز شده
قراره تمامه عیدمونو خط بکشیمو دلمونو خوش کنیم و نمیریم که قراره بهار بیاد....
دیگه دلم نمیخاد بترسم و از الن خودمو ببازم از طرفی هم نمیخام زیادی مغرور بشمو بی خودی از الان خودمو تو اسکیس قبول شده فرض کنم فقط میخام مثل... کار کنمو نتیجه بگیرم ...
اصلاْ چه خوب میشد آرومتر فکر کنیم... یکم بیایم رو زمینو ارتفاع دیدمونو کم کنیم...
توی دانشجوهای معماری خیلی ها رو دیدم که وحشتناک رو هوا فکر میکنن همیشه آرزومه خودمونو باور کنیم و از خود ماهی صفت مون یه کوسه نسازیم برای این دنیا....
من این نمونه کارها رو تو یه مقاله از آقای جمشیدی دیدم... امیدوارم بدردتون بخوره...http://www.predock.com
برای دانلود کلید آزمون طراحی شهری اینجا کلیک کنید
برای دانلود دفترچه آزمون طراحی شهری اینجا کلیک کنید
برای دانلود کلید آزمون برنامه ریزی اینجا کلیک کنید
برای دانلود کلید آزمون معماری اینجا کلیک کنید
۲۹ ام هم کنکور دادیم فقط در موردش میتونم بگم خیلی دلم سوخت ۱۰۵۰۰بعدشم به دستور هیئت دولت ۳۳۰۰دیگه دادیم تا فقط یه کیک بدون آبمیوه تو دانشگاه آزاد بخورم ولی دعا میکنم اونایی که زحمت کشیدن نتیجشو بگیرند....
از الانم دنبال کلاسای اسکیس طراحی شهری ام....
دفترچه کنکور ارشد طراحی شهری رو برای دانلود گذاشتم تا کسی که خواست از الان بره دنبالش....
با اینکه یه کم کثیفو شلوغ پلوغه... ان شالا کلیدم که اومد میزارم برادانلود
راستی اولین وبلاگی هستم که این دفترچه رو برا دانلود میزارم
دفترچه رو از اینجا دانلود کنید
با حجم ۲.۳۳ مگا بایت
حالا عکسه چیه ... عکسه عکسیه که امروز پشت در اتاق مهندس حاتمی زده شده بود وحاوی مدارک مورد نیاز برای تحویل طرح ۵ هستش....
این متنو بخونید تا پایین بقیه ملاقات امروزمونو به عرضتون برسونم... (جاتون خالی)
قابل توجه دانشجویان درس طرح معماری 5
موارد لازم برای تحویل نهایی پروژه درس طرح معماری 5 به شرح زیر است![]()
1. ارائه طرح سایت پلان پردیس در اشل 200/1
2. پلان های پارکینگ، لابی، طبقات ومشاعات در اشل 100/1
3. پلان واحدهای قابل تبدیل به همدیگر (قبل و بعد از تبدیل) در اشل 50/1
4. یک مقطع کلی از سایت و ابنیه آن در اشل 200/1
5. نمای اصلی مجموعه از جانب ورودی اصلی پیاده در اشل 100/1
6. پرسپکیو منظری (دو نقطه ای) دید انسانی از نمای بیرونی بلوکها (1 عدد)
7. پرسپکتیو داخلی از لابی و مشاعات 1 مورد- فضای داخلی مسکونی 1 مورد
8. یک برگ A4 توجیه برای نحوه ارتباط طرح پیشنهادی با اسکیسهای طول ترم
کلیه اسناد و مدارک طرح به صورت سیاه و سفید (بدون پرزانته) در کاغذ پوستی یا کاغذ سفید معمولی ارائه خواهند شد.
پلان ها ، نما، مقطع دارای اندازه گذاری و کدهای ارتفاعی و جزئیات ترسیمی بوده و بدون مبلمان خواهند بود.
ضمناً روز 11/12/89 کرکسیون نهایی و روز 18/12/89 تحویل نهایی انجام خواهد شد. (ساعت 13-14)
با تشکر حاتمی 19/11/89
فقط اینجا چند نکته رو به عرضتون برسونم که استاد رو چند نکته تاکید کردند که در زیر با رنگ قرمز مشخص هستش.... در ضمن نمره ها هم تو سایته که میتونید برید ببینید.... امیدوارم همتون مثل همه اونای که تا حالا ازشون ژرسیدم راضی باشین...
لطفاْ سعی کنید راضی باشید....
فایل PDF رو از اینجا دانلود کنید
خوب برسیم به نکات تاکیدی استاد:
¬ در صورت هر گونه پرزانته، مبلمان و حتی سایه کار مورد بررسی قرار نخواهد گرفت.
¬ اندازه شیت ها به اندازه ای باشد که هر کار در یک شیت قرار بگیرد.
¬ کارها به صورت آلبوم و بدون هیچ گونه تزیین و به صورت کاملاً فنی ارائه شود.
¬ کارها بدون مبلمان و در سایت پلان فقط چند درخت و بدون سایه به کار برده شود.
¬ با امید موفقیت شما
۱- فایلPDF چکیده مطالعات بیمارستان (گردآوری: ورودی های ۸۷)
نوع فایل دانلودی: Win Rar
حجم فایل: 6.8 MB
فایل را از اینجا دانلود کنید
۲- چند عکس بیمارستانی
نوع فایل دانلودی: Win Rar
حجم فایل: ۸.۹ MB
فایل را از اینجا دانلود کنید
3- برنامه فیزیکی بیمارستان
نوع فایل دانلودی: DWF
حجم فایل: زیر ۱ مگابایت
برای باز کردن این فایل باید برنامه اتوکد نصب باشد
فایل را از اینجا دانلود کنید
۴- چندتا دیاگرام عملکردی بیمارستان
نوع فایل دانلودی: Win Rar
حجم فایل: زیر ۱ مگابایت
از اینجا دانلود کنید
۵- فایل پاور پوینت ریز فضاها و برنامه فیزیکی بیمارستان
نوع فایل دانلودی: Win Rar
حجم فایل: ۶.۸ مگابایت
از اینجا دانلود کنید
۶-یه سری کتاب معماری بیمارستانی که احتمالاً نتونین پیدا کنید این کتابا به شدت کمیاب و اختمالاً نایابن....!!!! ولی اگه پیدا کردید سلام مارو هم بهشون برسونیدو بخونیدشون ...تنها یک کتاب برای هر نفر کافیه...
لیست کتابها رو از اینجا دانلود کنید
با تشکر ....
فکر کنم بهترین کار کلاس ترجمه متنی بود که آقای رئیسی و پاسیان زحمتشو کشیدن....
ماشینهای آسفالت میلینگ (Asphalt miling machine) و فنیشر (finisher)
حجم: ۵ مگابایت
۱۶ صفحه
در ضمن موضوع رساله دکتری ایشون سنت و بدعت در آموزش معماری هستش
چکیده یک سخنرانی ایشون رو هم میتونید از اینجا ببینید
گفتگو و پرسش و پاسخی هم با دکتر حجت رو از اینجا ببینید
اسم آخرین کتاب ایشون هم مشق معماریه که خودمم هنوز نخوندم که بهتون بگم چه طوریه اما چون این کتاب رو هم استاد حاتمی زیاد تعریف کردند در اولین فرصت حتماْ میخونم
ایشون استاد ترکیب دانشگاه تهرانن و فکر میکنم آموزش متفاوت معماری رو خیلی خیلی دوست دارند....... البته فکر میکنم .... چون هم رساله دکترا هم یکی از مقالات و هم کتابشون در این مورده
خوب اینم از مقالات....
آموزش خلاق - تجربه 1381
اين مقاله محصول تجربه اي يک ساله در آموزش دروس پايه معماري است. نظريه پشتيبان اين تجربه، آموزش معماري را در سه عرصه "تزکيه"،" تعليم و "حکمت قابل حصول مي داند.اين نظريه بر آنست که مراتب اوليه آموزش معماري بايد به پالايش و پرورش ذهن و استعداد شاگردان بپردازد تا راه آنان را براي طي مراتب بعدي (کسب دانش ها و درک بينش هاي معماري) هموار سازد. با اين رويکرد، مقاله پس از بيان مباني نظري خود به تشريح روش هاي اتخاذ شده براي تدريس و پرورش استعداد دانشجويان مي پردازد. روش هايي که حکايت از تعامل دايم بين استاد، شاگرد، و برنامه درسي داشته و هر لحظه در حال بازبيني، نقد و تکميل خويش مي باشد.
نگاهي کوتاه به چند تمرين و آنگاه بازنگري و نقد اين فرآيند يک ساله از ديگاه دانشجويان پايان بخش اين گزارش خواهد بود. اين نگاه نقادانه مي تواند محلي دريافتن ميزان تقرب به اهداف و مفقيت در روش هاي اتخاذ شده.
آموزش معماري و بي ارزشي ارزش ها
ورود جهان به روزگار پست مدرن و كم رنگ شدن تمامي اصول و ارزش هاي پيشين، اعم از سنتي و مدرن، و سركشي حقيرترين باورها و پندارها در برابر اصيل ترين آنها، آموزش معماري را در برابرمعظمي فلسفي قرار داده است: “ در روزگار بيارزشي ارزشها، وظيفه مدرسه معماري چيست و آموزش كدام اصول و مباني را بايد در دستور كار خويش قرار دهد؟“ اين مقاله ابتدا به تشريح زمينههاي لازم جهت تحقق “آموزش معماري“و نيز“ پرورش معمار“ پرداخته و در اين رابطه بنيادهاي“معماري پيشين“ و “معماري امروز“ ايران را در چهار راستاي “كارايي“، “پايايي“،“زيبايي“ و “والايي“ مورد تحليل و مقايسه قرار ميدهد. آنگاه با تلاشي جهت يافتن پاسخ اين سئوال كه: مدرسه معماري بايد“معماري“ بسازد يا “معمار“؟، ادامه يافته و ضمن تشريح وظيفه مدرسه معماري در اعطاي “توانش“، “دانش“ و “بينش“ به شاگرد، گذر از يه منزل “تزكيه“، “تعليم“ و “حكمت“ را جهت تربيت معمار پيشنهاد مينمايد.
حرفي از جنس زمان نگاهي نو به شيوه هاي آموزش معماري در ايران
مقاله ابتدا نقدي کوتاه خواهد داشت بر تقسيم بندي رايج شيوه هاي آموزش معماري به دو اردوگاه "سنتي" و "دانشگاهي (آکادميک)" و آنگاه با نگاهي ديگر گونه به شيوه ها و دوران هاي آموزش معماري، و با قرار دادن "تعين" و "عدم تعين" به عنوان وجه تمايز، به دسته بندي جديدي در اين ميدان دست زده و آموزش معماري را به دو دوران "هم گرا" و "واگرا" تقسيم و تعريف خواهد کرد.
معرفي گونه هاي متفاوت آموزش در هر يک از دو دستگاه "هم گرا" و "واگرا" و سپس تحليل و نقد و آسيب شناسي اين گونه ها، بدنه و ساختار اصلي مقاله را تشکيل مي دهد.
پايان بخش مقاله اشاره به ناکار آمدي شيوه هاي کنوني آموزش معماري در ايران و پيشنهاد بازنگري و بازسازي بنيان هاي فکري - فلسفي اين مهم با درک شرايط روز مي باشد.
تاثير اصلاحات ارضي بر شكل روستاهاي ايران
در اولين سال هاي دهه 1340 خورشيدي تغييري در ساختار اجتماعي و اقتصادي روستاهاي ايران پديد آمد و نظام ديرپاي زمين داري دگرگون شد. تا پيش از پيدايش شرايط جديد که در نهايت به اصلاحات ارضي انجاميد، دولت ها بر درآمد حاصل از توليد کشاورزي متکي بودند.
اصلاحات ارضي در ايران از سويي بخش کثيري از دهقانان را از ستم ارباب رهانيد و از سويي ديگر، با حذف مديريت توليد زراعي و کشاندن سرمايه ها از روستا به شهر، افول توليد کشاورزي و مهاجرت به شهرها را باعث گرديد.
روستاي پس از اصلاحات ارضي تحت تاثير اين پي آمدها، به شهر وابسته گشت، الگوي گسترش و معماري شهري را پذيرفت و خزشي تدريجي از موقعيت پيشين به سمت جاده – به مثابه شريان دسترسي و بهره مندي از خدمات شهر – را آغاز کرد. حصارهاي درهم تنيده پيشين شکسته شد، فضاهاي سکونتي شبه شهري وسعت يافت و ورود و استفاده از مصالح و شيوه هاي غير بومي ساخت و ساز چهره روستا را تغيير داد.
هويت انسان ساز، انسان هويت پرداز (تاملي در رابطه هويت و معماري)
انسان همواره در پي گوهري و هويتي بوده تابه كيستي و چيستي خويش راه يابد؛ و هنر و معماري بر آنكه اين هويت را جان مايه خويش قرار دهند.
دگرگوني نگرش انسان به جهان، دگرگوني هويت ها را در پي داشت. انسان سنتي )مذهبي( جهان را برهه اي مي دانست ميان بودن ازلي و ماندن ابدي: انالله و انا اليه راجعون، و هويت خويش را خارج از جهان مادي جستجو مي كرد. انسان مدرن آمده بود تا خود را و جهان را آنگونه كه مي خواست بسازد.
اين مقاله به كنكاش در مفهوم هويت در دو نگاه سنتي و مدرن مي پردازد و رمز بي هويتي معماري امروز را در گذر از هويت واحد الهي به هويت هاي كثير انساني مي يابد.
مقاله در آخرين گام و در تلاش براي بازيابي «هويت گم شده» معماري، به بيان اهميت نقش آموزش در مدرسه هاي معماري پرداخته و جاي گزين كردن «آموزش فطري» به جاي «آموزش اقتباسي» را پيشنهاد مي نمايد.
حجم:۸.۵مگابایت
برای دانلود اینجا کلیک کنید
هیچ وقت یادم نمی آد جلوی بورد معماری بیش از دو سه نفر اونهم به اجبار جمع شده باشند
خوشبختانه از اول ترم با اعضای فعال تر!!! و خط مش معمارانه تر!!!! شاهد بورد و مطالب جالب و نغز تر هستیم...
متاسفانه جای بورد یه کم بد هست ولی باز هم لنگ کفش تو سوله غنیمته....
![]()
مطمئن بودم که بچه ها به خاطر بالا رفتن اطلاعات هیچ وقت جلوی بورد جمع نمیشن و حتماْ باید یه عامل جذب کننده باشه عاملی که چند نفر جذب بشن و بخندند بعدش هم به مطالب علمی بورد یه نگاهی بکنن و بگن چقدر جالب .....
البته اینو به عینه دیدم که حتی بچه های مکانیک (بزرگترین دشمنان معماری تو دانشکده) هم جلوی بوردندو دارند در مورد آسیابها میخوونن (مطلبی علمی در مورد معماری آسیابها که بچه های انجمن گذاشته بودند) البته درسته کم بود ولی برای شروع خوب و جالب بود امیدوارم کم کم بیشتر و بهتر هم بشه
البته مطمئن باشین که یه روز ما هم دانشکده دار میشیم(دانشکده هنرهای زیبا) و لازم نیست رئیس دانشکدمون یکی از این مکانیکی ها باشه .... به امید اون روز
در آخر هم یکی از عوامل محرک و جذب کننده بورد رو گذاشتم که خود بچه های انجمن هم جوابشو تو عکس دست راستی (توی خود بورد) نوشته بودند
امیدوارم بچه های رشته معماری هم از خواب خرگوشی در بیان و توی این مسائل بیشتر با بچه های انجمن همکاری داشته باشند(بویژه بچه های ترم یک که تا حالا اصلاْ ازشون خبری نیست)
حالا چرا تسلیت؟؟؟؟
البته الان دیگه بی خیال شدم
با سلام و عرض خسته نباشید....
خوب موضوع این پست در مورد سر در دانشگاه محقق که بوسیله گروه مهندسین مشاور بینش و فن طراحی شده طبق کتیبه ای که رو دیوار ورودی دانشگاه زدن ایده اصلی از تلفیق کتاب و خوشه های گندم در باد !!! گرفته شده است...
دیگر پروژه های این شرکت رو میتونید از اینجا ببینید...
متن کامل کتیبه با عکس: طرح ساختمان سر در ورودی دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1384 با برگزاری مسابقه ی معماری کشوری و پس از ارزیابی هیات داوری دانشگاه برگزیده شد. طرح یاد شده با الهام از خوشه ی گندم خم شده در باد طراحی گردیده است همچنین شکل کلی آن منظری از قوس های اسلامی و سازه ی میانی آن به شکل کتاب میباشد. طرح نقشه های اجرایی در سال 1385 انجام و عملیات ساختمانی در سال 1386 شروع و با هزینه حدود سه میلیارد و پانصد ملیون ریال در سال 1388 پایان یافت.![]()
همکاران طرح :
- طراحی و نظارت: مهندسین مشاور بینش و فن
- پیمانکار: شرکت آرتا همساخت
- کارفرما: دانشگاه محقق اردبیلی
در مورد ایده (با اینکه خودم اعتقادی به ایده در شکل ظاهری یک بنا با این صورت ندارم...) باید بگم سه عنصر اصلی برای طاحی در این سردر استفاده شده:
۱.گندم ۲.باد ۳. کتاب با توجه به اینکه دانشگاه محل خوندن کتاب و باروری علم و این چیزاس!!!! کتاب قبول، البته به نظر من هیچ نمایی از سردر کالبدی از کتاب رو القا نمیکنه...
با توجه به اینکه اردبیل منطقه باد خیز (البته در سالهای اخیر) بوده باد هم قبول، البته با ید در نظر داشته باشیم هیچ وقت باد از دو طرف نمیاد...میاد؟
ولی من از روزی که سر در رو دیدم تو فکرم که یک جور اردبیل رو به خوشه گندم ربطش بدم ولی هر روز این رابطه (گندم و اردبیل) برام مبهم تر میشه آخه تا اونجا که من اطلاع دارم اولین محصول کشاورزی اردبیل سیب زمینی هستش....
ولی به گفته یکی از دوستان معمار به دنبال یک ایده برای خلق شاهکاره و لازم نیست با زمینه ارتباط آنچنانی داشته باشه... من هم این نظریه رو قبول دارم و دیگه به ایده هیچ کاری ندارم...
البته ناگفته نمونه یکی از استادای ترم پیشمون( که این ترم هم با ما طرح دارن) در مورد ایده سر در از ربط اون به دستهایی که به درگاه خدا بلند شده و تقاضای علم و دانش داره حرف می زد.... البته خیلی توجیه کننده تر از طرح خود طراحه....
در زیر چند عکس از نماهای مختلف سر در گذاشتم
در عکس وسط شاهد مشکلات ترافیکی حاصل از رفت و آمد هستیم البته عکس در زمانی گرفته شده که ترافیک پیاده اصلاً مشاهده نمیشه ...
یکی از عمده مشکلات جانمایی نبود دسترسی مستقل پیاده برای رسیدن به سر در و استرس برخورد اتومبیل در هر لحظه عبور از عرض فضای روبروی سردر هست... مشکلی که در حال پیاده روی مسیر سلف - دانشکده فنی هم با اون مواجه ایم...
به نظر من طراحی سردر یه کم گرون تموم شده... البته سر در دانشگاه مدرس با زیبایی چند برابر و ابهت بیشتر با خرجی تقریباً سه برابر خرج دانشگاه محقق احداث شده برای دیدن جزئیات به اینجا بروید.
نظر دیگر من در موردطرح سبک کردن دو طرف سر در و ثقیل کردن عنصر وسطی سر در است که در عکس سمت راست نشونش دادم.... به نظر من این سبکی و سنگینی برای تعریف بهتر نماد دانشگاه و ظاهر بهتر سردر میتونه کاربرد داشته باشه .... این سبکی و سنگینی میتونه کالبدی ،جنسیتی، و یا رنگی باشه ... البته نظر طراحان در باره طراحی قابل احترام تره...
در زیر هم چند عکس از ماکت سردری که تو مسابقه مقام سوم شد و به وسیله استاد عزیزمون مهندس رستم زاده طراحی شده رو میزارم... ماکت قوی این کار خیلی کار رو جذاب و شاخص نشون میده ... البته مقایسه اینکه کدوم طرح بهتره با خودتون.....
برای دیدن عکسهای بیشتر در مورد دانشگاه و سر در به اینجا بروید...
چند عکس سر در هم برای نمونه هایی که مقایسش با شماست اینجا میزارم....
سر در دانشگاه لرستان در سمت راست و سر در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل در سمت چپ

دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی بابل

دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری

دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان
.jpg)
دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه
دانشگاه زابل
آخرش دل رو به دریا زدم....
از وقتی اومدم اردبیل دنبال وبلاگهای بچه های معماری زیاد گشتم ولی هر روز بیشتر نا امید می شدم از اولین وبلاگهایی که پیدا کردم فهمیدم بچه های معماری اردبیلزیاد درگیر دهکده جهانی نیستن.....
دیر به دیر آپ میکنن.... دیر جواب میدن .....زیاد هم با هم مچ نیستن ...
ولی این اواخر یه حرکتای جالبی از دانشگاه غیرانتفاعی سبلان دیدم...
حرکت اول وبلاگ شخصی آقای مهدی مهدوی با نام آتلیه هنر و معماری که از تاریخ ۱۸/۳/۸۹ با مطلب خانه نور شروع به وبلاگ نویسی کردن آرشیومطالب ایشون رو میتونید از اینجا ببینید....
حرکت دوم از آقای ابراهیم روحی با وبلاگ نگاه به محیط با دید مجازی که ایشون هم در تاریخ ۳/۳/۸۹ با مطلب عصر مجازی شروع به کار کردن آرشیو مطالب ایشون رو از اینجا ببینید....
امیدوارم این دو بزرگوار هر روز موفق تراز روز قبل باشند و مرجعی برای تحقیات معماری...
حرکت سوم هم در همین اواخر به وسیله بچه های ورودی ۸۸ محقق و در راس شون آقای مهرداد فرخی با و بلاگ |Memari انجام شد البته هنوز تازه راه افتاده و مطمئناْ به زودی پربارتر میشند
آرشیو مطالب ایشون رو از اینجا میتونید ببینید
البته به تازگی وبلاگشون رو حذف کردند و به دنبال درست کردن وبلاگی بهتر هستند...
هر وقت راه افتاد حتماً میزارو ببینیدش
میدان سرچشمه بوسیله دکتر رضا زاده استاد دانشگاه تهران طراحی شده البته تو طرح اولیش یک مناره هم بوده..
خودم بعد از خوندن کتاب حس وحدت فکر میکردم این میدون کالبدی پر معنا از معماری ایرانی و تلفیق اون با سنتهای ایرانی اسلامی هستش ...
ولی چند هفته پیش از یکی از استادام با نقد وحشتناک این میدون مواجه شدم ایشون کاملاْ با کالبد و نقش این میدون مخالف بود ....
البته من که قدرت تحلیل آنچنانی ندارم که رو حرف دکتر... که رشتشم همینه حرف بزنم ....چند عکس از ان میدون میزارم نظر با خودتون
این برگه(سمت چپ ) هم مربوط به جزوه درس مرمت مهندس توحید حاتمی هست که در مورد شکل قبل و بعد از اجرا توضیح دادن البته مطالب کم بود امیدوارم راضی کننده باشه
ممنون از نظراتون
دکتر منصور فلامکی شخصیت عجیبی داره کسیه که دورو بر ۶۰ ساله داره مینویسه یادمه اولین کتابی که از ایشون گرفتم رو تا نصفه هم نخوندم تند انداختمش کنار خداییش خیلی خیلی سخت بود
دكتر محمد منصور فلامكي متولد سال 1313 در مشهد است.وي فارغ التحصيل با درجه دكترا در دانشگاه ونيز به سال 1341، متخصص در شهرسازي فني (ميلان 1347) و تخصص در مرمت بناها و شهرهاي تاريخي (رم 1348) مي باشد. نامبرده ازسال 1348 تا 1354 دانشيار دانشگاه تهران و از سال 1354 به عنوان استاد در دانشگاه مذكور بوده است.
گروه : هنر
رشته : معماري و شهر سازي
گرايش : شهرسازي فني
تحصيلات رسمي و حرفه اي : سوابق تحصيلي محمد منصور فلامكي : اخذ مدرك دكتراي معماري از دانشكده معماري ونيز 1341 اخذ مدرك فني شهرسازي از دانشگاه ميلان 1347 اخذ مدرك مرمت بناها و شهرهاي تاريخي از دانشگاه رم 1348
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : عناوين و سِمَت ها دكتر محمد منصور فلامكي به قرار زير است: موسس و مدير موسسه علمي فرهنگي فضا 1362 مديرعامل موسسه علمي و فرهنگي فضا از 1362 عضو اينتا (انجمن بين المللي نوشهرها) از 1363 مدرس دانشكده هاي معماري آزاد اسلامي تهران، كرمان، تبريز و دانشكده هنر دانشگاه كرمان از 1372 عضو هيات امناء انجمن مفاخر معماري ايران آسيستان آموزشي دانشكده معماري ونيز 1348-1341 مدرس انستيتو فني تكنيكوم نفيسي 1359-1345 مدرس با عنوان دانشيار 1348 و استاد 1354، دانشكده هنرهاي زيبا مدير برگزاري اولين سمينار مرمت شهري در ايران، دانشكده هنرهاي زيبا 1350 موسس و مدرس رشته هاي مرمت معماري و مرمت شهري، دانشگاه فارابي اصفهان 1355-1358 مدرس رشته شهرسازي، دانشگاه الزهرا (فرح پهلوي) 1357-1356 مدير گروه آموزشي معماري دانشكده هنرهاي زيبا 1350-1349 عضو هيات مميزه دانشگاه تهران 1358-1355 عضو كميته علمي ايكوموس ايران 1358-1350 عضو شوراي تخصصي شهرداري تهران به مدت 5 سال مشاور عالي معماري بانك مركزي ايران به مدت 7 سال عضو كميسيون طراحي و معماري، شهرسازي و محيط زيست – شهرداري تهران به مدت 5 سال دانشيار دانشگاه تهران از 1348 تا 1354 استاد دانشگاه تهران از سال 1354
مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : تأسيس درس مرمت معماري و مرمت شهري در دانشگاه تهران 1349 موسس و مدرس رشته هاي مرمت معماري و مرمت شهري، دانشگاه فارابي اصفهان 1355-1358 موسس درس مرمت بناها و شهرهاي تاريخي موسس و مدير موسسه علمي فرهنگي فضا 1362
چگونگي عرضه آثار : *تأليف پنج كتاب در زمينه هاي مرمت ، معماري و شهرسازي *– طرح و نظارت اجراي مرمت قره كليسا (1356 – 1349) – طرح مرمت شهري بافت تاريخي شيراز – طرح مرمتي براي موزه مقدم (تهران) – طرح نوسازي محله جواديه (تهران) طرح باز زنده سازي محوطه بين الحرمين شيراز (1379) و چندين طرح معماري و شهرسازي براي كرمان *مشاركت فعال در كنگره ها و همايش هاي و ملي بين المللي * چاپ و نشر بيش از يك صد مقاله مدير مؤسسه علمي و فرهنگي فضا
بیچاره بچه های مرمت ک باید کتابای ایشون رو بخورن
آثار مطرح دکتر فلامکی
1 باز زنده سازي بناها و شهرهاي تاريخي
ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: دانشگاه تهران، موسسه انتشارات و چاپ - 18 آبان، 1384 - 1354 (چاپ نخست)
2 پابلو پيكاسو
ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 1383
3 تحرك اجتماعي در شهرهاي اقماري ونيز- پادوا – ترويزو از 1861 تا 1961
ويژگي اثر : چاپ دانشگاه ونيز
4 تكنولوژي مرمت معماري
ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي، مينا لطفي (ويراستار) ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 05 اسفند، 1387
5 حريم گذاري بر ثروت هاي فرهنگي ايران
ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 14 آبان، 1384
6 ريشه ها و گرايش هاي نظري معماري
ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 07 اسفند، 1387
7 زيستگاه اشتراكي آرماني در برنامه ريزي شهري
ويژگي اثر : پديدآورنده: تامس اندرو راينر، محمدمنصور فلامكي (مترجم)، نوين تولايي (مترجم) ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 1382
8 سيري در تجارب مرمت شهري "از ونيز تا شيراز"
ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: فضا - 28 دي، 1384
9 شكل گيري معماري در تجارب ايران و غرب
ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي، مينا لطفي (ويراستار) ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 15 آذر، 1385
10 فارابي و سير شهروندي در ايران
ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي، مينا لطفي (ويراستار) ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 01 خرداد، 1385
11 مجموعه مقالات اولين سمينار مرمت بناها و شهرهاي تاريخي: وجود و آينده مراكز مسكوني تاريخي
ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي (به اهتمام) ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 06 شهريور، 1386
12 منشور آتن
ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: فضا (وابسته به موسسه علمي و فرهنگي فضا) - 1382
13 نوسازي و بهسازي شهري
ويژگي اثر : پديدآورنده: محمدمنصور فلامكي ناشر: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت) - 02 خرداد، 1386
لینک های زیر در مورد دکتر فلامکیه
http://www.cloob.com/clubname/dr_falamaki
http://www.memaran.ir/article476.html
دکتر محمود گلابچی هم که محشره هر سال دو سه تا کتاب ترجمه و تالیف میکنه
مثل
۱. درک رفتار سازه دکتر محمود گلابچی
۲. سازه در معماری دکتر محمود گلابچی
۳. معمار+مهندس ساختار دکتر محمود گلابچی
۴. سیستم های ساختمانی آینده دکتر محمود گلابچی
۵. سازه های مشبک فضایی دکتر محمود گلابچی
۶.استاتیک کاربردی دکتر محمود گلابچی
۷.مقاومت مصالح دکتر محمود گلابچی
ایشون برنده کتاب سال ۱۳۸۶ استاتیک کاربردی هس
لینک های زیر در مورد دکتر گلابچیه
http://www.ibna.ir/vdcae0n6.49nmm15kk4.html
بیچاره بچه های رشته های معماری.. انرژی معماری...تکنولوژی معماری و مدیریت که باید این حجم بالای کتاباشو بخونن
البته شهر ما هم یه چهره ماندگار داشت که در بستر بیماری بود.....![]()
بگم که ما یه نفر قبولی تو ارشد معماری معماری دادیم اونم خفن نفر اول....
بگم که حتی بچه های دانشکده خودمونم نفهمیدن چه برسه به دانشگاه...
بگم که دریغ از یه پلاکارت.... دریغ از یه تشکر ...دریغ از یک ابراز احساسات....
کاش نفر اول از بچه های دانشگاه تبریز بود تا میفهمیدین چه کار میکنن....هی آقا هی
خوب بریم سر اصل مطلب
این روزا آقای توسلی به صورت کاملا خودجوش افدام به برگزاری کلاس برای بچه های دانشگاه محقق کردن البته نمیشه این لطفشونو با پول جبران کرد ولی قراره یه مقدار پول هم جمع شه
بعد از این همه دادو هوار بچه های معماری برای فعال شدن گروه کم کم گروه داره به وسیله خود بچه ها قوی تر میشه
امیدوارم مسئولان دانشگاه توی در اختیار گذاشتن کلاسو وقتو خدمات کم کاری نکنو بزارن یکم بچه ها چیز یاد بگیرن
البته مسئول ثبت نام از بچه های ترم چهاره ولی به نظرم حتماْ همه شرکت کنیم بهتره
انشالا دکتر رشید هم توی برگزاری این کلاسا تا جایی که میتونن به بچه ها کمک کنن
بسیاری مهندس محمود توسلی را به تکراری نوشتن متهم می کنند اما در مورد این کتاب تجربه شخصی من آنست که آنان که این کتاب را نخوانده اند بیشتر این حرف را می زنند و بسیاری هم به کهنه بودن منابع ایشان اشاره می کنند مسئله ای که در مورد کتاب آخرشان به هیچ وجه صدق نمی کند....
این کتاب ویژگی های مثبت فراوانی دارد اول اینکه به طور قطع قوی ترین گرافیک را در میان کتاب های تالیفی شهرسازی در ایران را داراست، کیفیت اسکیس ها صفحه بندی و ترکیب نوشته و تصاویر یک سر و گردن بالاتر از کارهای معمول است، جالب اینجاست که حتی از کتابی که برای اسکیس در طراحی شهری تالیف شده است قوی تر می باشد که آنجا بسیاری متنها واضح نیست، براستی مسئله بیان تصویری در میان نوشته های این حوزه در ایران بسیار ضعیف است که با توجه به اهمیت این موضوع قطعا این فراموشی نتیجه منفی در میان متخصصان دارد. کتاب "طراحی شهری" علاوه بر این قطعه آخر از تحقیقات بیش از سی ساله نویسنده آن است ازین جهت جریانمندی ارزشمندی در میان این آثار وجود دارد، در شرایطی که بسیاری از متخصصان از این شاخه به آن شاخه می پرند این جریان هاست که اهمیت فراوانی دارد، حاصل این تلاش ها در کتاب به صورت مختصر توضیح داده شده است. نکته مهم در مورد این جریان بومی بودن موضوع آن است، در ایران نمی دانم به چه دلیلی متخصصان تلاش فرآوانی در تالیف کتابهایی دارند که به توضیح جریان ها و فکرها و آثار کشور های پیشرفته بپردازد که معمولا در مقدمه آن از کمبود منابع شکایت کنند! و برای خواننده هم معمولا سخت است که ان دسته از کتاب ها را جمع آوری نبیند! اما این کتاب برای ایران است به تاریخ شهر ایران نظر دارد و به دنبال راه حلی برای مسائلی مانند فرسودگی بافت شهری و نبود فضای شهری در ایران است.
در مقدمه این کتاب موضوعی بسیار با اهمیت که گویا در نقطه کور دید متخصصان بوده است و همچنان هم هست مطرح شده است، نسبت میان دانش طراحی شهری و مسائل شهری ایران، آیا می توان از دانش غربی ها (من شخصا با این واژه مشکل دارم) بهبود وضعیت ایران استفاده کرد ؟ بررسی جریان های تاثیر گذار در طراحی شهری مقدمه ارائه جواب مولف در این کتاب است.با وجود اینکه مولف از بسیاری مسائل سربسته عبور کرده اما بسیاری از زمینه های تحقیق به یمن وسعت مباحث مطرح شده معرفی شده اند، مسئله زمین شهری در ایران مسئله شناخت تاریخی شهر های ایران و اینکه در کدام شهر های ایران این شناخت ممکن است را می توان در صفحات این کتاب پیدا کرد.
طراحی شهری را منابع معتبر معمولا با نمونه موردی معرفی می کنند، کتاب های طراحی شهری در ایران هم از این مهم غافل نبوده اند اما در این کتاب چهار نمونه موردی که البته همه آنهادر کتاب های قبلی ایشان هم معرفی شده بود باز نویسی شده است. البته بدون شک بهتر بود که نمونه موردی جدیدی هم به این مجموعه اضافه می شد اما آیا گفتن این مسئله به اندازه انجام دادنش سخت است؟!
در نهایت هیچ نوشته ای بی نقص نیست، این کتاب در برخی موارد به نظر می رسد بسیار خلاصه نوشته شده ست، ازین جهت خواندنده بی دقت بسیاری از مفاهیم را نخواهد دید به خصوص اینکه لحن کتاب کمی غیر رسمی است. البته مهمترین انتقاد به این کتاب توزیع آن است، چون ناشر کتاب نویسنده است (احتمالا به خاطر دقت در کیفیت چاپ) این کتاب را از بسیاری کتاب فروشی ها نمی توان خرید مثلا پرهام که شناخته شده ترین فروشنده کتابهای معماری و طراحی شهری است این کتاب را ندارد اما می توان این کتاب را از پیام و از دانشکده هنرهای زیبا تهیه کرد، البته تیراژ پایین هم مشکلی است که احتمالا به زودی بروز پیدا می کند.
دیروز دفترچه های ارشد ۹۰ اومد برا اینکه شهریار امشب راحت بخوابه حتماْ باید دفترچرو واسه دانلود بزارم(شهریار جان حالا دیگه راحت بخواب)
ثبت نام آزمون کارشناسی ارشد سال 90+دانلود دفترچه راهنمای شماره 1
حالا بریم سر اصل مطلب...
ترم ۲ فرآیند روشهای تحقیق داشتیم ...
همه تو موضوع یه جورایی گیر کردیم آخه اولین بار بود رو یه ریز موضوع باید کار میکردیم...
موضوع باید جدید باشه...
باید علم روز دنیا رو ببره بالا...
باید بتونه تو کنفرانسی... همایشی... جایی .. حرفی واسه گفتن داشته باشه ..
خیلی در موردش فکر کردم آخر سر میدونید موضوعم چی شد؟
تاثیر ورود نقش و نمادهای ایرانی اسلامی به دکوراسیون داخلی بر رضایتمندی مصرف کنندگان
موضوعم فکر میکنم خوب شد ولی نتونستم ازش یه نتیجه خوب بگیرم آخه ۳...۴ روز کار کردن که کار خوب تحویل آدم نمیده
براتون میزارمش که از اشتباهات من تو تحقیقاتون استفاده کنید از اینجا دانلود کنید
ولی فکر میکنم تو انسان طبیعت معماری جبران کردیمو با یکی از دوستام کار خوبی بستیم
دلم میخاد یه مجله ای چاپش کنم به همین خاطر نمیزارمش دانلود
یک صفحه از چکیده کار فرآیندتحقیق رو میزارم برا خوندن شما
کاری که با همکاری دوستم آرش منصف انجامش دادیم
چکیده
انسان در بدو پیدایش خودنیاز به ارتباط را حس می کرد وبرای برقراری ارتباط به راه های گوناگونی متوسل می شد او به خوبی می توانست به وسیله علائم و نشانه ها منظور خو را به دیگران برساند کم کم زبان به علت سهولت جایگزین ایما و اشاره شد وانسان توانست با هم نوعان خود راحت تر ارتباط برقرار کند اما همیشه علائمی خاص درذهن او به عنوان نشانه وجود داشت مثلاً انسان بدوی پارس سگ را در نیمه شب نشانه آمدن حیوان وحشی می دانست این علائم از انسان بدوی تا انسان امروزی همراه انسانها بوده اند وگاهاً این علائم تغییر کرده اند دیگر علائم آن زمان کاربرد ندارد ولی هم چنان علائمی هستند که برای انسان جنبه نمادین دارند مثلاً رنگ سبز یک علامت مقدس برای یک مسلمان است و ایجاد و استحکام ریشه های هویتی به وسیله این علائم که درپروژه آن را نماد می نامیم همیشه با انسان بوده است از طرفی با ورود کالاهای غربی به ایران و تقلید کورکورانه ای که به قیمت از یادبردن ارزشهای ایرانی اسلامی منجر شده است این حس تعلق و معانی مشترک هر روز کم تر وکم تر می شود در این تحقیق سعی شده است از حس تعلقی که مردم نسبت به نماد ها وعلائم ونقوش خود دارند استفاده شود واین فرآیند که با حرکتی نرم برای ارزیابی وبازسازی هویت ملی- مذهبی ایرانیان است به نمادهای تنها ملی و یا تنها مذهبی ختم نمی شود بلکه سعی می شود حتی از ساده ترین نقوش که بر روی سفالینه های قدیمی است استفاده شود با تلفیق این عناصر که نمادها، نقوش و مبلمان داخلی خانه اعم از مبل، پرده ، آباژور و کاغذ دیواری امیداست بتوان روح خشک ونامنوس که کمتر دراین سالها به آن توجه می شود را از خانه ها برداشت و سیستمی با معانی مشترک بالاتر جایگزین آن کرد تا شرایط زیست در کنار خانواده را برای انسان راحت تر متعلق تر کند.
البته اونقدر تنبل بودم که حتی سراغ کتابخونه و سایت نرفتم....
همونوقت نذر کردم اگه کارشناسی قبول شم ....
برای دانلود یکم چرت و پرت در مورد فرهنگسرا اینجا رو کلیک کنید...
موضوع ما طراحی مجوعه ۴۰ واحدی با شرط انعطاف پذیری چند واحد با همدیگه هست
یعنی اینکه بتونیم یه واحد یه خوابه رو ۲ یا حتی ۳خوابه کنیمش....
البته تو این راستا حتماً باید الگویی برای اقلیمی که انتخاب میکنیم هم باشیم
زیاد کار نمیکنم بیشتر درس میخونم شاید ارشد طراحی شهری قبول شم البته طراحی شهری هم بی ربط به این طرحمون نیست
مربوط به اسکیسمون هم میشه بد نیس یه کم بیشتر کار کنیم....
ولی یه چیز بگم اصلاً تو ارتفاع رفتن کمک به طبیعت نیست ها ترافیکو تراکم انگل طبیعته مثل انسان مدرنیته...
انشالا بعد از تصحیحات لازم پروژه آخر ترمم میذارم
پیوند نزدیک معماری و فلسفه در کارهای بزرگان معماری برای ما دانشجویان و تازه کاران توهمی به وجود آورده که حتماً باید از یک فلسفه خاص توی کارمون استفاده کنیم و جهان بینی خاص و شاخصی رو به وسیله کارمون نشون بدیم...
کسانی مثل آیزنمن که با فلسفه ساختار شکنی و دریدایی به دنیا نگاه میکرد...
مثل نوربرگ شولتز که با فلسفه پدیدار شناسانه و هایدیگری به شهر سازی نگاه میکرد و نظریه می داد...
یا دوباره مثل آیزنمن که دیدش رو به دنیا عوض کرد و با فلسفه ریزوم یا دلوزی به دنیا نگاه کرد....
نگاه به دنیای پیرامون و اعتقادات از زمان خیلی قدیم با مردم و معماری در ارتباط متقابل بود. معماری واقعیتی از ذهنیات و عینیات مردم هر زمان در کالبدی برای مصرف خاص اونها بود. این که گفتم مصرف خاص منظورم مصرفی که به اون بها میدادند...
مثلاً در زمان امپراطوری روم (که دنیای غرب به اون زمان همیشه افتخار میکنه) بیشتر به عرصه های عمومی مثل ورزشگاه و سالن های نمایش (قبل از رسمیت بخشیدن به مسیحیت در روم) و به کلیسا (بعد از مسیحیت) پرداخته میشد و به قول بعضی تاریخ نگارها (جیمز موریس در کتاب تاریخ شکل شهر) به معماری خانه ها خیلی خیلی کم توجه می شد...
ومعماری ایران که خودتون حتماً بیشتر در جریان هستید که از چه مفاهیمی بهره برده (البته اگه در این زمینه کمتر اطلاع دارید حتماً حتماً کتاب حس وحدت اثر جاودانه نادر اردلان و لاله بختیار رو بخونید تا بدونید ما چیا داریمو نمیدونیم)
ولی حالا سوال اینه که حتماً باید از یک ایسم و سبک یا جهان بینی خاص پیروی کرد؟
نظرمن اینه که باید همونطوری که دنیا رو میبینید به صورت کالبد در بیارید و هیچ وقت سعی نکنید خودتون رو به ایسم و سبک خاصی محدود کنید...
کاری که قبل از من و تو رایت و آندو کردن تمام فلسفه ها ، اسم ها و جهان بینی های خاص رو کنار گذاشتند، و با دید خودشون به طبیعت و پیرامون طراحی کردند و فکر نمیکنم کسی به خودش جرات انتقاد از اونا رو بده....
حرف آخرم اینه که برای یک طراحی خوب جدید و آوانگارد باید چشممون رو به محدودیت های همه سبک ها و فلسفه ها ببندیم و اونجوری که نیازها و جهان اطرافمون رو میبینیم طراحی کنیم....