معماری ما
والا بل لا من خودم طرفدار معنا تو معماری ام به این معنا که هم چیز اقلیم و کاربرد نبوده اما این...دیگه از ما ها هم افراطی تره

جالبه رساله آخر خانم دکتر بوده که بعدش شده هیئت علمی دانشگاه تهران

من که دوسش دارم ولی باورم نشد از اقلیمو کاربدهای یک خونه معناش برا معمار مهتر باشه به گفته دوستمون عادل قضاوت با شما

شایدم ماها معنا حالیمون نیست که میگیم این حرفا درست نیست...

بخون بخون بخون

چکیده

در تفكر اسلامي اصل، رسيدن به كمال مطلوب الهي است كه در نهاد انسان فطرتاً وجود دارد. مسكن سنتي به‌علت جوابگويي به اين نهاد فطري با انسان انس دارد. لذا مسكن سنتي را نمي‌توان تنها به لحاظ كالبدي، هندسي و فرمي توصيف كرد، بلكه معاني وراي آنها از اهميت بيشتري برخوردارند. معاني پنهان ناشي از حقايق مكتوم در مشيت الهي و غيرقابل رؤيت است و تنها از طريق جلوه‌هاي جهان كون و مكان به‌وسيله خدا بر ما آشكار و قابل رؤيت مي‌گردد. اجزاي مختلف مسكن سنتي نه به كمك عملكرد فضاها و نه به دليل اقليم، اطراف حياط قرار گرفته‌اند؛ بلكه براساس معاني حاصل از فراآگاهي معماران، شكل گرفته‌اند. معماران سنتي با در نظر آوردن معاني بي‌شكل و تجسم بخشيدن به آن‌ها در قالب اشكال معماري، تصورات خود را از عالم و در نتيجه مشيت الهي در بناها و دست‌ساخته‌هاي خود، به‌منصه ظهور رسانده‌اند. اين معاني و ويژگي‌هاي دروني و فطري انسان كه در مسكن سنتي تأثير گذار است، عبارتند از گرايش به حقيقت‌جويي، خلاقيت و ابداع، خير و فضيلت، جمال و زيبايي و عشق روحاني و پرستش. تحليل گرايش‌هاي فوق مي‌تواند نقشه‌ي پنهان را به‌مثابه دست‌آورد باورهاي ديني در مسكن سنتي تبيين نمايد و از طريق آن امكان دستيابي به لايه‌هاي پنهان تفكر را فراهم آورد.

از اینجا دانلودش کنید

+ نوشته شده در  جمعه 4 شهریور1390ساعت 3:20  توسط محسن حسنی  | 

ساعت ۳.۵ راننده به زور بیدارم کرد.... آقا کجا پیاذه میشی؟ با کج خلقیو پکر از خواب بی ثبات با وسط گلو جواب دادم "اردبیل" دوباره خودمو به خواب زدم که برسم...

این دفه شاگرد شوفر دست رو شونم گذاشت و گفت آقا اینجا میدون وحدت اردبیله... بد جور جا خوردم ..

جمع و جور کردمو اومدم پایین...ووی چه سرده... انگار تا حالا اردبیل نبودم.....

تو این گیر و واگیر راننده های چندتا سواری خیلی راحت تو ماشینشون لم داده بودن این دفه نوبت من بود نازشونو بکشم تا سوارم کنن.....بالاخره سوار یه پیکان شدم از چند تا مسیر گزشتیم تا رسیدیم به یک میدونی که یه سربازی تیر خورده بودو داش بال در می آورد.... توی یک ثانیه قدرت تحلیلم در حد یک ابر رایانه کار کرد......

فضای شهری مطلوبی نبود... سواره ... نبود محور پیاده ... تداخل سواره و پیاده در تمامی اضلاع ... المان نامتناسب با میدان... ایمنی ....تفرق پذیری... روان بودن .... فلکه :عنصری برای تردد...اه اه اه

اینا همه رو گفتم که فکر نکنید از فضا خوشم اومد ولی شدیداْ احساس دلبستگی داشتم بهش ... دست خودم نبود عاشق دور زدن دورش شدم....

انگاری یه غده تو مخم ترکید..... خودش بود غده نوستالوژیک....

 تمام عواطفم به کار افتاد .....جو نبود من اینجا رو دوسش داشتم....

حس حسرتی تمام وجودمو گرفت ولی نمیدونم چرا مغزم دستور اشک نمیداد؟... شاید چون آخرین بار گریه کردنم خیلی وقت پیش بود ....اونم تو خواب....

پیکان در اختیار من نبود ولی راننده یه ریز داشت در مورد یه بحث داغ روز حرف میزد ...نمیدونم چطوری جوابشو میدادم که آخر سر با اندیشه جبریت من قانع شد....

جلوتر رفتیم خاطرات به سرعت نور به توان صد داشت تو مخم رژه میرفت...

من دوست نداشتم این فضاها تغییر کنه من عاشق قدم زدن کنار این خیابونم....

به کتابخونه و پارک بغل شورابیل رسیدم حس میکردم نیمه گم شده خودمه....

چقدر بی رحمند جراحان شهری که به خاطر عملکرد و تناسب فضایی تمام دلبستگی ها رو زیر پا میزارند...

پیاده شدم اتاق طبقه سوم بود ۵۴ پله وقت داشتم در این مورد فکر کنم...

.

.

جلوی اتاق رسیدم جمع بندی انجام شده بود... یاد ترم یک افتادم که یکی از بچه ها از استاد وزیری پرسید چطور یک فضا ایجاد میشه که آدم بهش وابسته میشه فضایی که با نوری خاص رنگی خاص یا خاطره ای خاص از بقیه جاها متمایز شده...اون وقت نتونستم به سوال جواب بدم با اینکه استاد در موردش حرف زد...

الان میتونم ...

امیدوارم بتونم این حس رو بارم تو کارام.... شنیدن آوای گذشته... خاطرات جمعی... قرارگاههای رفتاری به وسیله احساسی خاص....

شاید یه روز من و تو بیشتر در این زمینه نوشتیم خوندیم یا...

یه چیزی تو مایه های پروژه دکترای مروارید قاسمی.....>کتاب اهل کجا هستیم...

+ نوشته شده در  جمعه 6 خرداد1390ساعت 2:21  توسط محسن حسنی  | 

از زاویه عرفان ایران، هنر سنتی و هنر قدسی نزدیکی بسیاری با همدیگه دارند. و از این نظر معماری ایران جلوه آشکاری از هنر سنتی و هنر قدسیه

یکی از نماینده های ایرانی این نظریه سید حسین نصر.ایشون معتقدند که"سنت به گونه ای تعریف شده ،رسم یا عادت نیست شیوه ای متداول و مقطعی یک دوره گذرا هم نیست.سنت که مهمترین معنای اونه مذهبه، اندیشه هدایت کننده و حاکم بر جامعه متعارفه"

که این برداشت در معماری ایرانی معطوف به فضاست.فضایی صرفا کمی که به واقعیتی کیفی تبدیل شده

دیدگاه توحیدی سنت نه فقط شامل کلیت معماریه بلکه شامل هنرهای دیگه هم میشه که استاد نصر داخل کتاب هنر و معنویت اسلامی با زیبایی  کلام به تصویر کشیدن.

ولی یه سوال واسم همیشه مطرحه اگه استاد نصر از قدسی بودن مینیاتور ایرانی و دوبعدی بودن اون به عنوان ارتباط میان هنر و معنویت اسلامی و هنر تجسمی یاد کردند.و همینطور از ثنویت انگارانه ی دکارتی در فلسفه و علوم غربی و مادی نگری هنر غربی رو مدام در بحث های مختلف کتابشون سرکوب کردند.پس چی موجب شده که مینیاتورهای عرفانی ما دوبعدی نیست!!

تا قبل ازاون واقعا درک سه بعدی رو داشتند و دوبعدی کار میکردن!!!!

یادر مورد هنر غرب که زیبایی های خاص خودش رو داره و خدمت زیادی هم به هنر معاصر کرده. ولی متاسفانه مورد بی لطفی هنرمند شرقی قرار گرفته....از نقاشی روی ظروف گرفته تا موسیقی.....

با وجود زیبایی بیان استاد نصر و اینکه انسان رو واقعا معطوف خودش میکنه ....باوریا حضم سخنای ایشون حداقل واسه افراد بیسوادی مثل ما که سخته............

اینم کتابایی که در زمینه آشنایی بامعماری ایران از زاویه عرفان ایرانی میتونه کمکتون کنه:

- سنت اسلامی در معماری ایران،تهران :برگ،1370

- هانری استرلن ،اصفهان تصویر بهشت، ترجمه جمشید ارجمند،تهران:نشر پژوهش فرزان روز، 1377

- هانری کربن،ارض ملکوت.ترجمه ی ضیاء الدین دهشیری ،تهران:طهوری،1374

- نادر اردلان و لاله بختیاری،حس وحدت، ترجمه حمید شاهرخ،تهران:سازمان زیبا سازی شهرداری تهران با همکاری نشر خاک،1380

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 فروردین1390ساعت 2:27  توسط آقاجانی  | 

پیوند نزدیک معماری و فلسفه در کارهای بزرگان معماری برای ما دانشجویان و تازه کاران توهمی به وجود آورده که حتماً باید از یک فلسفه خاص توی کارمون استفاده کنیم و جهان بینی خاص و شاخصی رو به وسیله کارمون نشون بدیم...

کسانی مثل آیزنمن که با فلسفه ساختار شکنی و دریدایی به دنیا نگاه میکرد...

مثل نوربرگ شولتز که با فلسفه پدیدار شناسانه و هایدیگری به شهر سازی نگاه میکرد و نظریه می داد...

یا دوباره مثل آیزنمن که دیدش رو به دنیا عوض کرد و با فلسفه ریزوم یا دلوزی به دنیا نگاه کرد....

نگاه به دنیای پیرامون و اعتقادات از زمان خیلی قدیم با مردم و معماری در ارتباط متقابل بود. معماری واقعیتی از ذهنیات و عینیات مردم هر زمان در کالبدی برای مصرف خاص اونها بود. این که گفتم مصرف خاص منظورم مصرفی که به اون بها میدادند...

 مثلاً در زمان امپراطوری روم (که دنیای غرب به اون زمان همیشه افتخار میکنه) بیشتر به عرصه های عمومی مثل ورزشگاه و سالن های نمایش (قبل از رسمیت بخشیدن به مسیحیت در روم) و به کلیسا (بعد از مسیحیت) پرداخته میشد و به قول بعضی تاریخ نگارها (جیمز موریس در کتاب تاریخ شکل شهر) به معماری خانه ها خیلی خیلی کم توجه می شد...

ومعماری ایران که خودتون حتماً بیشتر در جریان هستید که از چه مفاهیمی بهره برده (البته اگه در این زمینه کمتر اطلاع دارید حتماً حتماً کتاب حس وحدت اثر جاودانه نادر اردلان و لاله بختیار رو بخونید تا بدونید ما چیا داریمو نمیدونیم)

ولی حالا سوال اینه که حتماً باید از یک ایسم و سبک یا جهان بینی خاص پیروی کرد؟

نظرمن اینه که باید همونطوری که دنیا رو میبینید به صورت کالبد در بیارید و هیچ وقت سعی نکنید خودتون رو به ایسم و سبک خاصی محدود کنید...

کاری که قبل از من و تو رایت و آندو کردن تمام فلسفه ها ، اسم ها و جهان بینی های خاص رو کنار گذاشتند، و با دید خودشون به طبیعت و پیرامون طراحی کردند و فکر نمیکنم کسی به خودش جرات انتقاد از اونا رو بده....

حرف آخرم اینه که برای یک طراحی خوب جدید و آوانگارد باید چشممون رو به محدودیت های همه سبک ها و فلسفه ها ببندیم و اونجوری که نیازها و جهان اطرافمون رو میبینیم طراحی کنیم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 مهر1389ساعت 9:38  توسط محسن حسنی  | 

شايد يكي از چيزايي كه ما امروزه داخل معماريمون ناديده گرفتيم زمان باشه. يعني ناديده گرفتن فضا و زمان در كنار همديگه.كه موجب شده ما زمينه رو ناديده گرفته و به معماري ديد ايستا داشته باشيم.معمارا فضا را به عنوان ماهيتي ثابت و پايدار نگاه ميكنند بدون در نظر گرفتن حالات متعدد و ناپايدار زمينه.

البته بعضي معمارا هستند كه زمان رو هم در نظر گرفتن مثل آندو و رايت.كه موجب شده كارشون حس وروح داشته باشه.

بسته به زمان ما احساسات متفاوتي نسبت به مكان داريم. و فرد با حركت در فضا در زمان هاي مختلف تجربه هاي متفاوتي داره كه هر كدوم روي ديگري تاثير گذاره.طراح ميتونه با حس زيباشناسانه به تغييرات توجه كنه و نياز عموم رو به تنوع و ثبات در زمان هاي مختلف رو برآورده كنه.

يكي از راه كارهايي كه ما ميتونيم مكان رو به نحو درستي در شبكه زماني جاي بديم ،داشتن طرحي نسبتا باز .مكاني كه داراي فضاي تنفس باشه و تغيير حالت بيننده رو هم فراهم كنه.فضا بايد طوري طراحي بشه كه گروه هاي مختلف بتونند به طور همزمان از بخش هاي خاصي از مكان استفاده كنند ،بدون بوجود آمدن كنش اخلاقي.

تا حالا به اين فكر كرديم كه چرا بعضي از فضاهاي عمومي كه در خدمت شهر چرا بايد حصاركشي بشه.در صورتي كه لنداسكيپ همين فضا ميتونه جزو شهر باشه و عابرين از اون استفاده كنند.و در عين اينكه ميتونه به عنوان تنفس شهري باشه امنيتش هم با يه راهكاردرست تامين بشه و بتونه در دوره هاي زماني استفاده كننده از فضا به حداكثر رضايت برسه.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 شهریور1389ساعت 18:21  توسط آقاجانی  | 

هممون میدونیم که دغدغه همه دانشجوها واسه طراحی درگیری  فرم و عملکرده.وهمینطور میدونیم که اساتید هم اختلاف زیادی سر این موضوع دارن که بعضی مواقع هم پیش اومده که سر این موضوع به هم توهین هم میکنن! 

ولی آیا این تفکر درسته که ما بخوایم بین فرم و عملکرد تمایز قائل بشیم.یکی از بهترین اساتیدم همیشه میگفتن:این درسته که عملکرد بسیار بسیار بر فرم مقدمه ولی فراموش نکن که علاوه بر اشخاصی که داخل ساختمونند وشاید شمارشون به چند نفر هم نرسه ،روزانه هزاران هزار نفر از کنار اون ساختمون میگذرن .و ممکنه یه فرمه خوب به اونا آرامش بده وبرعکس یه فرم بدم تاثیر روانی منفی واسشون داشته باشه.

مهم فرم و عملکرد نیست این مهمه که من روحیات رو بشناسم، بفهمم چی کجا درسته، روابط ها رو درک کنم و به کوچکترین چیزها اهمیت بدم حتی نوع سنگ قزنیز توی یه ساختمون بزرگ

 

*بفهمیم بی هدف نکشیم وباور کنیم که آنهایی که فرم را کشیدند، با درک تمام معانی این کار را کرده اند،البته ممکن است این درک از راه شناخت نباشد و شهود باشد،اشراق باشد،دریافت حسی معانی باشد که قطعا هم بوده

ولی آیا ما بدون شناخت آنرا نگاه کنیم و بگوییم قشنگ است؟

نه این معنا پشتش سر هست واین بدان جهت زیباست*

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 خرداد1389ساعت 12:16  توسط آقاجانی  | 

بعضی از واژه ها برای تک تک ما معانی خاص دارد و برداشت هر کدام از ما از آنچه در مورد آنها فکر میکنیم اختلاف خواهد داشت این اختلافات ممکن است کم یا زیاد باشد در بعضی واژه ها ممکن است بتوانیم دو یا چند برداشت کنیم اما در بعضی واژه ها امکان دارد ذهنیت ما در مورد آن واژه چیزی نباشد که در ذهن کسی دیگر است. تفاوت ها و تنوع ها در جهان و تفکرات مختلف نتیجه این برداشت ها از واژه ها و عوامل مختلف است. بعضی وقتها اگر این برداشت ها نبود دنیا خیلی کسل کننده می شد و هیچ تنوعی وجود نداشت. تمام این مقدمه چینی ها برای این بود که یک کلمه را در دو هنر متفاوت و برداشت های خاص آن کمی مقایسه کنیم. با توجه به مباحث مطرح شده در این زمینه توسط آقای نیا خلیلی در سایت www.Memaran.ir و مقایسه های ایشان در این شماره فقط به بررسی فض در ادبیات و معماری میپردازیم، واژه ای که گاهاً دانشجویان دیگر رشته ها ما را به این واژه میشناسند. البته من در اين پست از صحبتهاي ايشان زياد استفاده كرديم ولي به جاي سه گفتار ايشان حتماً به مطالب بيشتري اشاره ميكنم..مثل ايده ، خلاقيت، حركت، و .... در مورد فضا در معماری زیاد شنیده ایم - فضا می تواند احساسات را نشان می دهد... - فضا فکر را به سویی خاص و فضایی خیالی دیگری معطوف می کند... ولی برداشت من از فضا در معماری کالبدی است که به صورت بصری قابل درک است و می تواند مسیری برای برای ذهن باشد. ما همیشه معماری را به عنوان خالق و سامان دهنده فضاها می شناسیم و چشم به عنوان بزرگ ترین درک کننده از حواس ما بیشترین تاثیر را از فضا میگیرد البته بقیه حواس هم در درک بعضی از فضاها اهمیت دارد. بیشتر از این در مورد فضا در معماری نمیپردازیم چون همه آشنا به خلق، ساماندهی و تناسبات فضا در معماری و نمونه های ایجاد شده هستید. اما فضا در ادبیات... شاید تا به حال به این مقوله فکر نکرده باشید که در ادبیات هم میتوان فضایی انتزاعی تر از معماری به وجود آورد در ادبیات دیگر این چشم نیست که فضا را درک کند و برای فضا کالبدی مشخص نشده است در ادبیات و به خصوص شعر فضا وسیله ای است که با آن تفکرات، اندیشه ها، احساسات و عواطف را به راحتی میتوان به دیگران منتقل کرد. از این نظر که شاعر یا نویسنده با توجه به جهان بینی خاص خود نسبت به دنیا دست به خلق فضا می زند، ادبیات با کلیه هنرها مشترک است، یعنی در تمام فضاهای هنری این جهان بینی هنرمند است تا دست به خلق فضا بزند، همانطور که معمار با فرم ها، اشکال، خطها و محیط میتواند فضایی برای بیان آنچه که به آن معتقد است و به آن فکر میکند ایجاد نماید شاعر هم با هم پیوستن واژه ها و ایجاد صحبتی منظوم،موزون و با ریتم میکوشد تا فضایی خلق کند که شنونده با او مسیر و به عمق معنای فکر او پی ببرد. اگر برای فضا در معماری مسجد شیخ لطف ا... یا باغ های ایرانی را مثال بزنیم، در ادبیات هم شعر مشهور اهل کاشانم سهراب سپهری مثال خوبی بر ایجاد فضا در ادبیات است. در ایران به علت قوی نبودن و در برخی ادوار مشروع نبودن هنرهایی مانند نقاشی، مجسمه سازی و موسیقی ایجاد فضا در مسیر دهی افکار و نشان دادن تفکرات به وسیله ادبیات در تمام تاریخ ایران به چشم می خورد از ایجاد فضاهای حماسی در شاهنامه، اخلاقی، ادبی در داستان های نغز و شیرین سعدی، عارفانه در غزل حافظ، و آموزنده در تمثیل و شعر مولانا تا جهت دهی تفکرات انقلابی دهه های 40 و 50 شمسی میتوان به قدرت ادبیات ایران پی برد، قدرتی که ما در معماری حال حاضر ایران به علت فقر فضایی نمی یابیم قطعه اي براي مثال در فضا در ادبيات در رمان كليدر براي اين پست مناسب ديدم اگر اين رمان را خوانده باشيد مربوط به زماني است كه گل محمد از مارال به سوي جنگي روانه ميشود كه انتهايش شكست گل محمد است محمود دولت آبادي با زيبايي كلام با فضا اين مفهوم را ميرساند كه در دل مارال چنين است يا به جنگ نرو يا مرا هم با خوت ببر::

 گل محمد بازگشت و به زن نگریست چشمان مارال همه نگاه بود ونگاهش همه نیرو.چندان که پنداری توانستی رخنه در سنگ بیفکند.گل محمد یکبار دیگر در چمبر دهشتبار چشمان زن خود گرفتار امده بودو این بار قید از مایه ای دیگر بود.به قصد برداشتن سهمیه ی فشنگ خود از خورجین نیز نمیتوانست گام از گام بردارد چرا که پاهایش در زمین میخ شده بودندوخود پنداری طلسم شده بود ناچار لابه کرد:آزادم کن مارال. . .یخ چشمان زن شکن برداشت وگل محمد باز گفت : آزادم کن.دلم را دلم را گرم کن مارال.آزا دم کن زن من.دل در پی اگر جدا شوم دستهایم رعشه میگیرند دل در پی اگر جدا شوم پیشتر از انکه بکشندم دلم را باخته ام . مارال:تو من را میکشی گل محمد تو من را میکشی با جدا شدنت (كليدر . محمود دولت آبادي) در مورد عناصر مشترک دیگر بین معماری و ادبیات در پست هاي آتی باز هم سخن خواهیم گفت...

+ نوشته شده در  شنبه 8 خرداد1389ساعت 17:9  توسط محسن حسنی  | 

ورق اکروليک

اين ورق ها در مقايسه با ديگر پليمر هاي مشابه در مقابل اشعه ماوراي بنفش ، رطوبت و ديگر اثرات محيطي مقاوم تر و استحکام آن در مقابل ضربه حدود 9 برابر شيشه مي باشد و از پايداري طولاني رنگ برخوردار است .

ابعاد : ورق هاي اکروليک با ضخامت ها و ابعاد مختلف توليد مي گردد اما اندازه استاندارد آن 12220*1830 مي باشد .

رنگ : اين ورقها در رنگهاي مختلف و در دو گرايش مات و شفاف عرضه مي گردد .

کاربردها : اين ورقها با توجه به انعطاف پذيري و ابعاد مختلف آن قابليت استفاده در ديواره ها ٫سقف هاي کاذب منازل و مراکز اداري ٫ تابلوهاي تبليغاتي ٫ پوشش بدنه و سايبان پل هاي عابر پياده ٫ کيوسک هاي تلفن ٫ استخرهاي سر پوشيده ٫ حفاظ تراس ها ٫ نماهاي ساختمان ٫ کابين حمام منازل ٫ پوشش VOID مراکز تجاري و اماکن عمومي و کلا هرگونه تفکيک فضاهاي منازل يا دفاتر کاري و يا خطوط توليد را دارا مي باشد .

ويژگيهاي عمومي ورق هاي اکروليک:
وزن سبک و مقاومت بالا
• شفافيت عالي
• تنوع بي نظير رنگ
• استفاده متنوع و آسان
• مقاومت شيميايي و فيزيکي بالا
• صرفه اقتصادي
معرفي آفتاب گردان
همانطور كه مي دانيد مسير حركت خورشيد به گونه ايي است كه آفتاب به يكطرف و آن هم سمت جنوبي ساختمان مي تابد و سمت شمال ساختمان و نورگيرها از نور خورشيد بي بهره مي باشند و واحدها يا اتاقهائي كه به اين سمت هستند از نور كافي برخوردار نبوده و آفتاب به آنها نمي تابد. این موضوع بویژه برای مجتمع های مسکونی و آپارتمانها بیشتر نمود پیدا می کند.
آفتاب گردان آفتاب رابه كل ارتفاع ساختمان ها، نورگيرها، دستگاههاي راه پله و هر مكان ديگري كه نياز به تابش آفتاب دارد مي تاباند.
نحوه كار آفتاب گردان به اين صورت مي باشد كه با تابش خورشيد، آفتاب گردان موقعيت خود را با زاويه تابش آن تنظيم كرده و آفتاب را به محل تنظيم شده مي تاباند. با تغيير زاويه تابش خورشيد آفتاب گردان بصورت خودكار موقعيت جديد را تشخيص داده و خود را مجددا با زاويه تابش خورشيد تنظيم مي كند. سيستم آفتاب گردان به گونه ايي طراحي شده است كه در تابستان حدود 8 ساعت و در زمستان تقريبا از طلوع تا غروب خورشيد، آفتاب را به مكان تنظيم شده مي تاباند.
"آفتاب گردان" را بايد براي هر نوع ساختمان با توجه به مشخصات آن از نظر ارتفاع ساختمان، ارتفاع نوردهي لازم، ابعاد محل نصب، زاويه قرارگرفتن ساختمان نسبت به افق، مختصات جغرافيايي ساختمان و... بصورت منفرد طراحي نمود.

باکلیک روی عکس اندازه واقعی آنراببینید


كاربردها :


تابش آفتاب و نور خورشيد به واحدها (اتاق هاي) شمالي ساختمان (ساختمانهاي درب به ساخت)
تابش آفتاب و نور خورشيد به نورگيرهاي ساختمان در هر كجاي ساختمان بويژه براي ساختمانهاي درب به حياط
تابش آفتاب و نور خورشيد به دستگاههای راه پله كه در وسط ساختمان قرار دارند
تابش آفتاب و نور خورشيد به راهروها، كوچه ها، انبارها و هر مكاني كه نياز به استفاده از آفتاب و نور خورشيد دارد
افزايش قدرت مانور مهندس معمار دراستفاده از آفتاب در زمان طراحي ساختمان
مزايا :

تابش آفتاب و افزايش لوکس نور به اتاق ها و محلهاي مورد نظر
بهبود اثرات رواني بدليل تابش آفتاب و نور به محل سكونت و كار شما
كاهش مصرف برق بدليل تابش آفتاب به داخل ساختمان شما
افزایش ارزش ریالی واحدهای شمالي و ساختمانهائی که با کمبود نور و آفتاب مواجه هستند
اثرات مثبت سلامتی و بهداشتی بدلیل تابش آفتاب
نکاتی در مورد آفتاب گردان
- آفتاب گردان را مي توان در هر نوع ساختمان جنوبي، شمالي، شرقي و غربي استفاده نمود
- بدليل متفاوت بودن مشخصات ساختمان از نظر ارتفاع ساختمان، تغيير موقعيت نصب، ابعاد محل نصب، متفاوت بودن مختصات جغرافيايي و... لازم است براي هر ساختمان بطور جداگانه آفتاب گردان طراحي گردد. (به وسیله مهندس تاسیسات)
- از آنجايي كه آفتاب گردان آفتاب را بداخل نور گير مي تاباند اين امر موجب افزايش لوكس نور به داخل اتاق ها و محوطه نورگير مي گردد. لذا با استفاده از آفتاب گردان مي توان با تابش آفتاب به داخل نور گير ضمن حفظ روشنائي و بالاتر بردن لوكس نور بويژه براي طبقات پايين ساختمان طول نورگير را كاهش داد.
- با توجه به مبحث بهينه سازي مصرف انرژي وموارد مذكور در فصل 19مقررات ملی ساختمان، مهندسين معمار موظف به محاسبه نسبت سطح پنجره ها به سطح زير بنا مي باشند و بر اساس جداول و آيين نامه هاي مربوطه نسبت به دو جداره نمودن پنجره ها و عايق كاري تصميمات لازم را اتخاذ نمايند. با استفاده از آفتاب گردان مي توان آفتاب را به داخل اتاق ها و محل هاي مورد نظر تاباند كه اين امر باعث تعديل نسبت فوق مي شود.
بعبارت ديگر با استفاده از آفتاب گردان و تابش آفتاب به اتاق ها ميزان روشنائي اتاق ها افزايش مي يابد و مي توان سطح پنجره ها را كوچك نمود. نتيجه نهايي اينكه مي توان با اين روش نسبت به استفاده پنجره هايي يك جداره، كاهش عايق كاري و در نتيجه هزينه هاي مرتبط اقدام نمود.
- آفتاب گردان بصورت هوشمند از صبح تا عصر خورشيد را تعقيب مي كند و با حركت خورشيد آن هم حركت مي كند. اين حركت و تغيير وضعيت به گونه ايي است كه از صبح تا عصر بطور ثابت خورشيد را در محل تنظيم شده بتاباند. اين حركتها توسط سيستم الكترونيكي انجام مي پذيرد.
- از نظر ايستادگي در برابر باد و طوفانهاي معمول كاملا مقاوم مي باشد. سيستم نيز به صورت كامل در مقابل آب و باران آب بندي مي باشد.
- معمولا در مجتمع هاي مسكوني و تجاري بطور متوسط هر 10 روز يا دو هفته يكبار كل ساختمان توسط نظافت چي تميز مي گردد كه سطح آيينه را هم تميز مي كند. از محلول هاي خود تميز كن كه با فن آوري نانو تهيه شده اند نيز مي توان استفاده نمود.
- به طور كلي سه نوع اشعه خورشيد مهم مي باشد. 1- اشعه نامرئي كه در واقع همان نور و روشنائي خورشيد مي باشد 2- اشعه مادون قرمز كه داراي گرما خورشيد است و 3- اشعه ماوراء بنفش . اشعه هاي خورشيد به سطح مقطع ثابت سيستم بر خورد مي كنند مقداري از اين اشعه ها توسط سيستم جذب و شكسته مي شوند و مابقي به يك سطح مقطع بزرگ كه همان ارتفاع نورگير يا ساختمان باشد منعكس مي شود. در اين شرايط اين اشعه ها به همان نسبت كاهش پيدا مي كنند.
- نور انعكاسي سيستم بعلت باز نمودن نور باعث آزار و اذيت چشم نمي شود. ليكن بهر حال خورشيد و تصوير آن در سيستم ديده مي شود.
- چون سيستم نور را باز مي كند و در كل ارتفاع ساختمان منعكس مي كند گرماي چنداني ندارد و بيشتر باعث نور به محل مي شود تا گرماي خورشيد.
- بطور كلي نيازي به نصب آيينه يا وسيله ديگري در طبقات ساختمان نمي باشد و آفتاب گردان آفتاب را به كل ارتفاع مورد نظر مي تاباند. ليكن بنا به محل نصب، ابعاد آن و غيره در صورت نياز مي توان براي انتقال بيشتر آفتاب به داخل ساختمان از آيينه هايي استفاده نمود.
- تامين برق مورد نياز دستگاه از برق شهر مي باشد كه بسيار ناچيز است. امكان استفاده از سلول خورشيدي هم وجود دارد كه هزينه ها را بالا مي برد.
- اين سيستم فعلا براي ساختماني تا 8 سقف (21 متر ارتفاع) طراحي شده است. براي طبقات بيش از اين تعداد امكان طراحي و ساخت نيز وجود دارد.
- نصب بصورت شرقي براي تابش آفتاب به ضلع غربي ساختمان مي باشد و بلعكس. در حالت نصب شرقي از صبح تا ظهر آفتاب از طريق آفتاب گردان به ضلع غربي مي تابد و از ظهر تا عصر از تابش مستقيم نور آفتاب بهره مي گيرد.
- هر چه فاصله آفتاب گردان تا محل تابش مورد نظر بيشتر باشد عمق نفوذ خورشيد به داخل طبقات بيشتر مي باشد. در اين حالت براي مثال در نور گير در طبقات بالا عمق نفوذ بيشتر و در طبقات پايين كمتر مي باشد كه حتي تا لبه پنجره مي باشد. در اين مي توان در طبقات پايين براي انتقال آفتاب به داخل طبقات از آيينه هايي در لبه پنجره ها استفاده نمود. ليكن در هر حالت آفتاب گردان با تابش آفتاب به داخل نورگير باعث افزايش لوكس نور در محيط نورگير مي گردد كه به همان نسبت به اطراف منتقل مي شود.
- در هر نوع ساختمان تجاري ومسكوني مي توان از آن استفاده نمود. همچنين براي انبارها، سوله ها و هرجائي كه با كمبود نور مواجه است مي توان از آن استفاده نمود. آفتاب گردان را مي توان هم براي ساختمانهاي آماده و هم براي ساختمانهاي در حال ساخت استفاده نمود. براي ساختمانهاي آماده كفي بیس پلت بر روي بام مورد نظر بايد طبق نقشه هاي تهيه شده نصب گردد. براي ساختمانهاي در حال ساخت بايد محل كفي مذكور در سقف آخر پيش بيني شود.
آفتاب گردان بر روي يك كفي كه بر روي بام بايد نصب شود قرار مي گيرد. اين كفي در بايد طبق نقشه بیس پلت مشخص در محل نصب گردد
+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 10:2  توسط محسن حسنی  | 

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیرمتقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا  تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگیفام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه  می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان     می دهند .

در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند

درخشندگی، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند) . معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی   ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد .

پرمایگی (اشباع)، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست .

رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

دیوارها و پیش زمینه های روشن رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند.

پنجره ها و مبلمان با زمینه رنگ و سایز متوسط در مبلمان و پنجره هائی با سایز بزرگ شاهد آن خواهیم شد که رنگ انها با یکدیگر مخلوط خواهد شد و از لحاظ تأثیر گذاری بر محیط غالب خواهند شد ثبات از بین خواهد رفت و تلویحاً نوعی تکان بصری ایجاد خواهد نمود.با مبلمان وپنجره های متوسط و با رنگی متعادل و متوسط خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم. هر ترکیب بندی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور ، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، صحنه ها را مخدوش میکنند و همچنین،بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است.

ملحقات تیره از این رو چشمان شما به سمت رنگ تیره تر کشیده میشوند و شما در روشی قادر خواهید بود ملحقات واثاثیه ها را نظم دهید تا هادی دید وکیفیت بصری روان باشند .

رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه میکند,رنگها ایده آغازین وثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است.نور اولین پدیده در جهان است از طریق رنگها روح و طبیعت زنده جهان را برایمان آشکار میسازد.

همچنین کلمه و آوای آن,شکل و رنگ اش,رگه های اصلی از ذات فوق طبیعی است که ما تصویری اندک از آن داریم.همانطور که صدا,رنگ , جلا به لفظ می بخشد,همینطور هم رنگ بطور طبیعی به فرم شکل خاصی میدهد.ماهیت اصلی رنگ طنینی از تصورات خیالی است و در این حالت رنگ موسیقی است.زمانی که اندیشه مفهوم, قاعده مندی,لمس رنگ و طلسم آن,شکسته است انگاه در دستان خود جز جسم بی روح چیز دیگری نداریم.

رنگ های نارنجی و آبی,رنگ های مکمل هستند و مخلوط این رنگها,رنگ خاکستری بوجود می آورد.وقتی ناظر در این مکان قرار میگیرد,نورهای متفاوتی دریافت خواهد کرد که این نورها متناوباً با نارنجی و آبی است و دیوارها این رنگها را با زوایای دائماً متغیرانعکاس میدهد.این تاثیر متقابل احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد.

رنگها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه ناخود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت.هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار آمیز استفاده میکردند که اندیشه های پرستش کنندگان را بر دوش شاهین معنویت به پرواز درمی آورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصری بلکه از جنبه های روان شناسی و روان شناختی نیز باید بررسی شوند.

سطوح رنگ باید شکل,وسعت و حدود خود را از خود رنگ و نوسان شدت آن (رنگ)کسب کند نه اینکه با خطوط از پیش معین شده باشد.

همچنین,شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا ومعنی دار نظام زیباشناختی خود هستند.در طراحی,این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند.

یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.سه شکل اصلی مربع,مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز,زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند.

مربع,نمایانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء میکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.

مثلث با زوایای حاد و تند,تاثیر ستیزه جویی,پرخاش و تهاجم را ایجاد میکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد.

دایره بر عکس مربع,احساسات را ملایم و معتدل میکندو حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء مینماید.دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.

تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بیان مفاهیم و حالات توافق داشته باشند,تاثیرات آن دو چندان خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 11:32  توسط محسن حسنی  | 

سیرکولاسیون: واژه ایرانی آن دسترسی است دسترسی یا همان سیرکولاسیون در ساختمان به فضاهایی گفته می شود که در ساختمان از آن 100% استفاده می شود، یعنی حداکثر استفاده از یک فضا در صد سیرکولاسیون را مشخص می کند. سیرکولاسیون در یک ساختمان به دو دسته تقسیم می شود : سیرکولاسیون عمودی و افقی سیرکولاسیون عمودی مبحثی است برای راه پله ها وآسانسورهاورمپ ها و بالا برها و می توان گفت دیدها. دیدها به این علت که بعضی اوقات هدف از انجام قطعه ای از ساختمان به نمایش گذاشتن آن است مثل نمایش دادن ورودی یک ساختمان که بعضا"به ارتفاع بالایی است پیدا می کند مثل ورودی های ایوانهای ایرانی که غیر از نشان دادن ورودی و تاکید و رعایت تناسبات کاربری دیگر ندارد، پس این نکته مهمی است. اما الان کجای ایران این همه تناسبات رعایت می شود و کجای ایران این همه روی ورودی تاکید می کند سیر کولاسیون دیگر سیر کولاسیون افقی است راهروباید یک فضای آرام و بدون دردسرباشد با حداکثر استفاده ازآن فضا، مثل اینکه در یک زمین 120 متریبتوانیم 3 اتاق خواب مطلوب و سرویس و هال و آشپزخانه ای کار آمد طراحی کنیم آیا این پدیده در معماری ما زیاد به چشم می خورد و آیااین سیرکولاسیون در معماری ما رعایت می شود اکنون به جایی بروید که تاکنون الهه معماری را در شهر خود در آن می دیدید و به سیرکولاسیون آن دقت کنید سعی کنید آن را از نظر سیر کولاسیون کاملا"آنالیز کنید و ببینید که از نظر سیرکولاسیون چه اشکالاتی دارد حال اشکالات آن را به صورت گرافیکی نمایش دهید و در مورد آن صفحه ای بنویسید ( البته اگر نوشته هایتان و عوامل گرافیکی را از طریق نظرات به ما منتقل کنید تا در سایت بگنجانیم ممنون می شویم) و هم این طور در چند بخش خانه خودتان و چند جای دیگر این کار را انجام دهید حتما" دست به قلم شوید هم برای نوشتن و هم برای گرافیکی کردن آن حتی به صورت بد و بعد از این کارجاهایی مثل حریم مقبره امام رضا ومسجد امام اصفهان ، زیست خاور مشهد، ایستگاههای متروی تهران و مشهد و بازارسپادمشهد و بازار بین المللی کیش و یکی از پاسازهای دور میدان انقلاب تهران را بررسی کنید تا در مورد سیر کولاسیون اطلاعاتی کسب کنید و با آن آشنا شوید از طرحهای گرافیکی مثل فلش های مختلف، فونت  ها و رنگهای مختلف تکنیک های طراحی استفاده کنید تا قدرت بیان معماری تان بالا برود. با امید موفقیت شما عزیزاندر تمام عرصه های مختلف وبه خصوص معماری.

 آیا چراغ راهنمایی معماری ایران رنگ قرمز ندارد ؟      

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1385ساعت 22:37  توسط محسن حسنی  |